زپ ، دان ، من سر میز غذا

من: فقیرای کشور شما کجان من نمی بینمشون.

دان: اول فقیر رو تعریف کن

من: کسی که پول نداشته باشه غذا بخره ..بی خانمان...

زپ:هاهاهاهاهاها

هیچ وقت نفهمیدم این زپ چرا اینقدر می خنده ..انگار به همه چی می خنده...اه چشم سبز

دان : یک قانون تو آلمان وجود داره اونم اینکه کسی در آلمان از گرسنگی نمی میره و کسی شبها بی خانمان نیست.

من:واقعا؟

زپ: هاهاهاها آره آره...هاها... اهان کشور شما ممکن کسی از گرسنگی بمیره؟..آره فکر کنم...

من:ام ممممممم..شاید اما من ندیدم.

دان: اگه تو آلمان کار نداشته باشی دولت ماهی٣٠٠ یورو بهت می ده. و جایی برای خواب...

....

من: بله خوب کافیه... البته اگه کرایه خونه ندی...

در همین حال داشتم حقوق یه معلم حساب می کردم...شرمنده.