اینجا من یک خانواده ی آلمانی می شناسم که کلی واسشون احترام قائلم.مرد این خانواده ٨٠-٩٠ سالشه و خانوم حدودا ٧٠-٧۵ بله نوه های اینها از من ٣-۴ سالی کوچیکترن.امروز یک میل از بچه ی این خانواده دریافت کردم که در زمینه ی خانواده و مسایل اجتماعی بین المللی...تحقیق می کنه.به خاطر طرحی از سوالات مجبور بود یه چیزایی از زندگیشونو لو بده.من بعد از خوندن این ایمیل اینقدر شاخ در اورده بودم که اصلا یادم رفت طرف چی پرسیده بود.

بخشی از اون ایمیل:

من یادمه وقتی ۶ سالم بود بابام گذاشت از خونه رفت .من و خواهرم شبها تو بغل مامانم می خوابیدیم و گاهی گریه می کردیم اما خوشحال بودیم که بابا دیگه نیست که مامان رو اذیت کنه.بابام رفته بود یه خانوم دیگه واسه خودش پیدا کرده بود و بعدا بچه دار شد. بعد مامانم یه دوست پیدا کرد .ما خیلی با اون آقا خوب بودیم مرد خوبی بود. اما بعد یه مدت مامانم نتونست عاشق اون مرد بشه و اون مرد رفت بعد بابا هم دوباره برگشت خونه.اولش رفتارش خوب بود اما بعد دوباره مامان رو اذیت می کرد گاهی دلم می خواست بابام رو بکشم آخه همش اشک مامانم رو در میوورد خیلی وقتا حتی حالا از خودم می پرسم چرا اون آقاهه نموند اون می تونست بابای خوبی واسه ی ما باشه.

من اصلا فکر نمی کردم این پیرزن وپیر مردی که دیدم یه روزی این برنامه رو داشتن.

خب یاد لایحه خانواده افتادم که قراره مجلس ما تصویب کنه که اقایون می تونن برن هی زن بگیرن..

ای بابا ما کجای دنیاییم.اینا همین جوریش دارن می کوبن تو سر فرهنگ ما که آره شما مسلمونا زن رو کمتر از مرد می دونین و این یعنی عقب افتادگی فرهنگی.بابا اینا اگه به قول ما لاابالین و هر کدوم پی عیش و نوشن .هم زنها اینطورین هم مردها. ببینین این نمونش که من گفتم آقا رفت پی عیش خانوم هم همین طور ..بعد هم شتر دیدی ندیدی. ما که این داستان و می شنویم صد بار می زنیم رو دستمون که ای وای خدا مرگشون بده آدمای هرزه .... بعد از اون طرف خودمون می ریم واسه عین همین کار لایحه طرح می کنیم..بابا اینا دیگه حداقل لایحه ندارن واسه این کاراشون.اگر هم داشته باشن واسه زن و مرد یکیه.اینجا اگه دو نفر طلاق بگیرن هر چی دارن نصف.حالا می خواد اموال مرده باشه یا اموال زنه..نصف..مهریه هم ندارن.اگر هم بچه ای تو کار باشه باباه تا جون داره باید خرج بده(یک کم به نفع زن)

تورو خدا ما داریم سر کی کلاه میذاریم؟ خدا؟ خودمون؟دنیا؟

خب حالا قبول اما بیاین یک کم عوضش کنیم این لایحه رو واسه زنها هم بذاریم...اگه قشقرق بپا نشد؟

جون من کامنت نذارین که ما زنها نمی تونیم..روحمون حشاشه..از این حرفا..بچه هامون چی..

من فقط اینو نوشتم بگم ما کجای دنیاییم؟ من از وقتی اومدم اینجا تازه فهمیدم برابری زن و مرد چیه؟ تازه فهمیدم اینا چه جوری نگاه می کنن.توی دانشگاه و کارو ... من این رو لمس کردم و خوب می فهمم چقدر توی کشور خودم توی سرم کوبیدم...ما کجای دنیاییم؟...قفس خانومها توی ایران داره تنگ تر و تنگ تر میشه.هیچ وقت یادم نمیره جایی کار می کردم و بارها شنیدم که گفتن: بابا این زنه نمی فهمه و من فقط لبخند زدم.و وقتی اینجا به اشتباه من رو در ایمیلهایشان آقا خطاب می کنن و وقتی من رو می بینن عذر خواهی می کنن و همه چیز روال عادیشو طی می کنه و هیچ کدوم از بندها و تبصره هاشون عوض نمیشه احساس می کنم جنسیت اینجا شرط نیست. این حرف خیلی از دخترای خارج از ایرانه که برابری رو اینجا حس می کنیم حاضر نیستیم برگردیم.

من یه همکلاسی داشتم یه بار از من پرسید چرا شما زنها رو زن دوم حساسید.من گفتم به همون دلیل که شما مردها رو شوهر دوم حساسید.بعد گفتم اگه شوهر من یه روز بره یه زن دوم بگیره من میذارم میرم گفت چرا؟ گفتم :آخه وقتی دوستم نداره چرا بمونم.بعد این همکلاس من گفت : چه ربطی به دوست داشتن داره....

این همکلاسی من خودش نمی دونه که با این حرف هنوز سالهاست که ذهن من رو درگیر کرده و چرای بزرگی تو ذهنم جا گذاشته.خب آخه اگه اونی که من فکر می کنم درست باشه که خیلی بده.اما نه اونطوری نیست..نه؟

بگذریم

 چرادلمون می خواد همه ی کارای اشتباهمون رو جار بزنیم و این دنیا به ریشمون بخندن و ما رو کوته فکر بدونن.همین جوریش عربا به ما میگن شما شیعه ها ازدواج موقت دارین..واااای. کی گفته عربا زن زیاد می گیرن..آره اما اگه زناشون راضی بودن اونم فقط عربهای خاص.

ادعای برتری پارس از عرب تو خون ایرانی جماعته نه؟

آخه ما که میگیم این اروپائیها هر چی هم که دارن داشته باشن .این از خدا بی خبرا فحشا و فساد دارن...

کجای کاریم؟ ما فحشا و فسادمون فردا چهره ی قانونی می گیره..این که بدتره

و هیچ وقت یادم نمی ره حرف دکتر" گ " رو که توی سخنرانیش گفت" دختر خانوما،امروز دخترهای روسپی ١۵-١۶ ساله در خیابانهای تهران فراوان است. هیچ چیز نمی تونه جلوی یک مرد رو بگیره حتی شما .مگر اینکه اون مرد خودش این اعتقاد رو نداشته باشه"

یه خانواده ی گرم داشتیم تو ایران که حالا قراره در سالهای آتی اون رو هم نداشته باشیم.

 

 

  
نویسنده : م.س ; ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱۸
تگ ها :