مسابقه ی هاکی روی یخ:

تیم بر لین یکی از قویترین تیمهای آلمان-تیم نه چندان خوب آگسبورگ

مسابقه شهر آگسبورگ.

اولین بار بود رفتم تماشاچی مسابقه شدم. کلا همه چیز جالب بود اما مسابقه رو از دید من ایرانی

الف: تیم آگسبورگ با تشویق و هیجان بی کران تماشاچی ها تونسته بود تا دقیقه ی ١۴ تایم سوم ٣بر ٢ جلو باشه.تیم برلین نمی تونست شکست رو قبول کنه که ناگهان یکی از بازیکن های برلین با یک خطا گل می زنه صدای تماشاچی ها در میاد بازی متوقف میشه داور سوت زده و سه داور در حال مشورت هستند .داور اعلام می کنه گل قبول نیست.بازیکن برلین گوشه ی زمین به بازیکن آگسبورک چیزی می گه. جلوتر میرن بحث دعوا زد و خورد.سوت تماشا چی ها و تشویق دوباره اگسبورک .زد و خورد بالا می گیره .داور جدا شون میکنه. بازیکن آگسبورگ لباسای پراکنده شده ی دو بازیکن رو از روی زمین جمع میکنه.بازی با همین نتیجه تموم میشه.تیم آگسبورگ برای تشکر و خداحافظی جلوی تماشاچی ها میان و صدای سوت و دست ورزشگاه رو پر می کنه.تماشاچی ها سالن رو مرتب و منظم ترک می کنن و اوازهای ورزشی می خونن. یک نفس تیم رو تشویق کردن تا تیم نه چندان خوبشون برد.متحد و هم رای.نظم و ترتیب اینجا حرف اول رو میزنه .خوب درک میکنی تفاوت ایران و اینجا رو.

ب:دقیقه ی ١۴ تایم سوم تیم برلین در اثر یک خطا گل می زنه صدای تماشاچی با اعتراض به داور بلند میشه.گل قبول نیست. بازیکن برلینی با ناسزا به بازیکن آگسبورگ خشمش رو نشون میده. زد و خورد بالا می گیره بازیکن برلینی آنچنان حریف رو مشت و لگد می زنه که لباساش از تنش در میاد اما بازیکن آگسبورگی هم دریغ نمی کنه آنچنان محکم اونو به زمین میزنه که حفاظ و کلاه حریف از سرش در میاد. هر گوشه ی زمین تکه ای از لباس عجیب غریب هاکی. داور جلو میاد کمی آسیب به داور .اخراج دو بازیکن. تماشاچی ها اعتراض شدید. و فحشهای زشتی که دست جمعی به برلین می دن یکی از اونها "شایسه اووف برلین"(شرمنده از ترجمه معذوریم). بازی با همین نتیجه تموم میشه و وقتی بازیکنان برلین برای خداحافظی میان .تمام تماشاچی ها هو می کشن و همون فحشها رو تکرار می کنن.موقع خروج پوست و کاغذهای خوراکیهای مختلف رو زیر پات له می کنی و خارج میشی. حالم از آدمهایی که ادعای فرهنگ میکنن بهم میخوره . این آلمانا فقط ادعان. خوب می فهمی تفاوت ایران و اینجا رو.

الان خوب می فهمم چرا بعضی ها هی میگن خارج ایران خوبه و چرا بعضی ها همش بد میگن.همه چیز رو همیشه میشه از دو دریچه نگاه کرد. فکر کنم تعادل حرف اول رو می زنه.