دلش گرفته بود.پرسیدم چه شده. گفت جوانی مسخره اش کرده و احمق خطاب شده.

ناراحت شدم و آغوشم را برایش باز کردم و گفتم نیازی نداری به او و القابی که او به تو نسبت میدهد. چه اهمیت دارد.

وگفت چرا این مردان تصور می کنند که همیشه می توانند به زنان توهین کنند.

چیزی نگفتم ..می شناختمشان پاکستانی های مسلمانی که نمازشان ترک نمی شود اما همیشه دل این زنان نازک دل را می شکستند.

زیر سوال نمی برمشان اما چند بار به عین توهین هایشان را برای خودم دیده ام. تصورشان بر این است که زن تنها باید در خانه باشد بچه دار شود و نفهمد ونداند چه برسد درس بخواند. بارها شنیده ام که از من پرسیده اند تو که یک دختری چرا درس می خوانی و در این زمان مردان ایرانی را می توان سجده کرد البته اگر انها ضد این باشند.

جالب اینجاست که خیلیهایشان مواظبند که اندک ژلاتینی در شکلاتشان نباشد اما به راحتی وسایل توی دفتر دانشکده را صاحب می شوند به خانه می برند و به نظرم این فرقی با دزدی ندارد. متاسفم برایشان...

گرچه من مسلمان واقعی نیستم اما ادعای برتری هم ندارم. از نظر اینان آلمانهای مسیحی مردمانی احمقند... کسی نیست بگوید نگاهی به خود بیاندازید..

به نظرم بد عصبانیم از دستشان.