انقدر به آسمان نگاه کردم که فراموش کردم زمين زير پایم هميشه هموار نيست...پستی و بلنديهاش زمينم زد...يادم رفته بود زمين و زمينی مثل آسمانيها نيستند..آسمانی که ابرهایش هم از زمين می آيند همان ابرهايی که تيره اش ميسازند..اما آسمان  با بهترين شکل بخشش ابرها رابه زمين بر ميگرداند...

من يک زمينيم با رویای آسمان در دلم...من يک زمينی مدعی آسمانی بودنم...من يک زمينيم..يک موجود خاکی که حتی قدرت درک بخشش آسمان را ندارد...من يک زمينی زمين خورده ام که فقط آسمان را نگاه کرد و هرگز نفهميد آسمان چيست ؟آسمان چه کرد؟ آسمان کی ابرييست؟آسمان چگونه بخشيد؟

 من فقط پوشالی از ادعاهای آسمانی تو خاليم...من يک زمينيم

اما..اما.. خدايم ..خدای زمين و آسمان است

  
نویسنده : م.س ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٤/٢
تگ ها :