گوش پرشدت رو می بندی به روی همه چیز و دوست داری خودت به نتیجه برسی و میرسی به اینجا که همه چیز توی زندگی یک پایانی داره.دیگه خیلی واست واضحه که زندگی فقط یک بازیه ،بازیکه اگرهم بشینی و ورقت رو برنداری پیش میره اونطوری که دوستش نداری اما بازم پیش میره،غمهای بزرگی که آزارت می ده ،شادیهایی که وقی یادت میاد لبخند رو، رو لبت میاره، موفقیتهایی که همه تهشون معلومه می فهمی که تو دویدی ورسیدی بهشون اما رسیدی به یه نقطه ی پایان .حتی اگر چیزجدیدی شروع کنی بازم پایان داره اونوقت دلت یه چیز بی پایان می خواد یه چیزی که بی کران باشه و تو اینقدر توش غرق بشی که نفهمی کی زنده بودنت تمام شد.

  
نویسنده : م.س ; ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٦
تگ ها :