انگار هر جا که پا بذاری بوی نژاد پرستی رو گاهی حس می کنی.. این نژاد پرستی مختص تفاوت نژاد و اینها نیست. یادمه وقتی تهران بودم هم گاهی بچه غیر تهرانیها از دک وپز تهرانیها و اینکه فکر می کنند برترند گله داشتند ما هم یک گروهی بودیم که خودمون رو شهرستانی می خواندیم و هر کاری انجام میدادیم می گفتیم شهرستانی بازی. خلاصه تو ایران میشی جزءگروه شهرستانی ها. بعد که میای اینجا ایرانی پیدا می کنی و ایرانی بازی در میاری. من خیلی منتظرم که یه روزی برم جایی که(کره ی) زمینی بازی در بیارم. من همیشه دلم می خواست جزو هیچ گروه و دسته ای نباشم. با همه باشم.. چون واقعن بنظرم همه می تونن با هم دوست باشن مال هر جایی ،هر فرهنگی ،هر ملیتی و هر کره ای شاید، چون در هر آدمی می تونی نقطه ی اشتراکی پیدا کنی . من اینو در همه ی تجربیاتم دیدم و اصلن لازم نیست بگردی دوستی پیدا کنی عین خودت. با هر کسی می تونی در مورد همون نقطه ی اشتراک حرف بزنی . البته آدم همیشه به یک دوست صمیمی نیاز داره که اون بحثش جداست اما هیچ وقت اینرو در اینجا لمس نکردم...مخصوصن وقتی سمت یه نفر میری و خودت رو معرفی می کنی و طرف دستش رو می کشه کنار تا باهات دست نده. دست دادن هیچ چیزی رو عوض نمی کنه فقط تو  اندک مهری در بشریت جاری می کنی همین.فکر کنم همه جای دنیا زمان معرفی این کار رو می کنن. کلن در اروپا گاهی به اینجور برخوردای غافلگیر کننده بر می خوری...

یه چیزی برام جالبه اینها همه چیز رو برای راحتتر زندگی کردن می خوان همه ی وسایلشون فقط بخاطر راحتی و آسایشه اما چرا اینقدر تو روابط با آدمها سختند.چرا کلمه ی دوست رو فقط واسه ی کسی بکار می برند که سالها می شناسنش  وکلی با هم رابطه دارند چقدر سخت می گیرند.واقعن آیا این باعث میشه که راحت تر زندگی کنند؟ شاید... شاید واسه همین سگ دارند.. دوستی که هیچ وقت اعتراضی نمی کنه...

اینها فقط نظر منه حتمن اشتباه توشه.

  
نویسنده : م.س ; ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠
تگ ها :