دوستی داشتم دوران دبیرستان که همیشه  از من می پرسید چقدر درس خواندی و من همیشه راستش را می گفتم چون آدم کندی بودم و  هیچوقت کل درسها را نمی خواندم اصولن٧۵ درصد یا ۵٠ درصد درس را می خواندم و  سرجلسه ی امتحان می نشستم و خوب بسته به تعداد سوالهای بخشهای نخوانده نمره از من کسر میشد. ونمره ای می آوردم این دوست ما پس از اخذ نمره همیشه با من دعوا داشت که چرا دروغ می گویی و نمره ات بد نیست و اینها.همیشه برایم عجیب بود چرا می پرسد مگر سواد او به درس خواندن من ربط داشت اما آنزمان حرفهایش برایم شکنجه به حساب می آمد گرچه گاهی خنده ام می گرفت تا اینکه  تصمیم گرفتم دروغ بگویم و همیشه می گفتم من همه درسها را خواندم  و اینها.. تا این که دست از سر ما برداشت .

کنکور ما را جدا کرد. آن سال با بی انصافی تمام بسیاری از بچه های پرتلاش نظام جدید رو حذف کردند و خیلیها موفق نبودند دوست ما هم جا ماند ومن وارد دانشگاه شدم بعدها ایشان آمدند و دقیقن دو ترم بعد هم دانشکده ای من شدند و خب .. با یکی از همکلاسیهایش که شاگرد اول بود و بعدها جزو نخبگان شناخته شد و یک ساله فوق رو خواند و سه سال دکترای مهندسی گرفت ازدواج نمود. ایشان  به همرا همسرشان به خارج ایران رفتند زندگی در این سالها خیلی عوض شد خیلی چیزها تغییر کرد و ما از هم دور ماندیم و گاهی هم را پیدا می کردیم و تلفنی حرف می زدیم.  اما بشنوید وصف الحال این دوست من را ساعاتی پیش..

-رفتم ایران دیدم همه خونه دارن ماشین دارن کنار خانواده اند در عرض این چند سال ما همش پول تمام کردیم خسته شدم. این دفعه که رفتیم ایران باید خونمون رو تو تهران بدیم رهن.. شوهرم فقط ماهی ٢٢٠٠ یورو در آمد داره. نمیشه روزگار گذروند تازه ۶٠٠ تاش میره پای اجاره خونه دلم می خواست درسم رو ادامه بدم اما نتونستم (و اینجا از من پرسید؟)دوره ی دکترا خیلی سخته؟

- نه خیلی ..فقط زحمت داره

وخیلی ساده همچون کودک دیروزپرسید

-روزی چقدر درس می خونی؟..

ومن برگشتم... برگشتم به ١٣ سال قبل.. و ماندم..و

 آدمها گاهی تغییر ناپذیرند هر چند زندگی و شرایط عوض شود... خرده ای بر دوستم نمی گیرم حتمن همه ی ما چیزهایی داریم که هنوز عوضشون نکردیم خیلی ساده همچون کودک دیروز.. شاید بهتر باشه خصوصیاتمون رو مرور کنیم و ببینیم چقدر عوض شده ایم.و چه چیزهایی رو باید عوض کنیم.

***********

جواب دادم

-هر کسی یه شکلی درس می خونه.منم به اندازه ی خودم درس می خونم. سعی کن از زندگیت لذت ببری درس خوندن مهم نیست مهم اینه که چه جوری زندگی خوبی داشته باشی. داشته های زیادی داری که خیلیهاشاید آرزوش رو دارن. قدرشونو بدون . ...

و جواب داد

-ناشکری نمی کنم راضیم خدا رو شکر.

دلم آرام شد و دیدم ما همومون می تونیم راضی باشی و شکرگزار.اطرافمون رو ببینیم... ما خیلی چیزا داریم.

 

  
نویسنده : م.س ; ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٤
تگ ها :