وقتی ما به هم می رسیم و می گیم چطوری؟  چه خبر؟ فقط بلدیم بگیم خوبم ممنون یا سلامتی. حالا اگه سلاطون هم بگیری زبونم لال یا بترکی باز هم جواب عوض نمی شه. فوقش اگه طرف خیلی بپرسه و شامی با هم بخوری و چند ساعت با هم باشی بعد خبرا هستن که فرت و فرت میان رو میشن.تازه وسطش باز می پرسیم چه خبر؟ اینقدر کش می دیدیم تا طرفو بدبخت می کنیم  و می ره اخبار قرن گذشته رو هم میده بهمون.اما اینها همه رو طی چند ساعت می گیم و می شنویم . آنچه که من باهاش در دو کشور محل اقامتم دیدم و شنیدم اینه جواب چه خبر ؟یا چطوری؟

آلمان: هووووم..خوب(یعنی: به تو چه که چه خبر ؟تو زندگی خصوصی من فضولی نکن)

فنلاند: اووو دولت ازم این ماه باز مالیات می خوااد. من که بوورس دارم چرا مالیات باید بدم؟ .... هفته ی پیش  که ماشینم پنچر شد.... (حالا تو سالن دانشکده دم در اتاق استادت که گفته تا ظهر  مسئله رو حل کن وایستادی و طرف بلند بلند داره تعریف می کنه تو هم که انگار داری اخبار گوش می دی، دلهره ی کار رو هم داری.. آدمها می آیند و می روند به شما سلام می کنند و هرگز نمی پرسند چه خبر؟و تو متوجه اشتباهت می شوی و نیم ساعت بعد به دفترت بر می گردی  و یادت میاد که داشتی می رفتی اظطراری چاییت هم سرد شده و مغزت رو هم تو فرغون گذوشتن و بردن...)

  
نویسنده : م.س ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۳
تگ ها :