و در احوالات زمستان فنلاند نقل کند بنت ذو الثلاثه الدخات١ ،حاجیه خانم ام الفضاله٢ شیخه  مهدیه الکرمانی:

که چون زمستان آید و  فی الکویر تولد یافته باشی ، بپوشی البسه فی القطور الدو متر که چون از در آیی اصلن در نیایی.  چو برف بیامد و  رخش٣ زین کنی کلاهخود۴ سر گذاری  فی الخاطر المصانیت از سریدن اندر پیچ و  با انواع البسه بپیچانی خود را پیچشی... چون به چهار راه در رسی سر بگردانی و بینی که سر بچرخد اما کلاهخود چو متصل آید به کاپشن با زیپ، نچرخد و جلو دیدگان همی گیرد . اما چشم بر نگیر که نیم چشم تو را کافی آید بر پاییدن، پاییدنی. چو بر راه بگذری زنان بدیدی با الوانگ۵ عریان وسران برهنه۶ .. ترا عجب آید که آنان را چه میشود . کلاه و لباس از خود برگیری (تا آنجا که مشروع آید) فی الادای آنان ٧  آبشاران باشد که سرازیر شود الی السوارخ ٨البینی در شب و تب بکردی اندک و  به پرشین بلاگ نیامدی و حال که آمدی خوش بیامدی.

١-صاحب سه دختر ، الدخات: جمع دخت

٢-نه جمع فضل است نه جمع فضول یک چیز دیگری بوده در آنزمانها که فقط نویسنده و تنی چندمی دانند

٣-مدل رخش : Gaintتایر ٢٨ رنگ آبی فابریک

۴-کنایه از چند کلاه پوشیدن است

۵-جمع لنگ

۶-استخفرا...ربی و اتوب علیه(خدایشان ببخشاد)

٧-در آوردن ادای انان

٨-جمع سوراخ

  
نویسنده : م.س ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٩
تگ ها :