گفت: خسته شدم خیلی زیاد. خیلی مشکلاتم رو ندیده می گیرم . خیلی. بعضی از اشتباهات رو نمی شه درست کرد. مثل یک ازدواج غلط رو. گفتم پول مهم نیست  تحصیلات مهم نیست. اخلاق مهمه...

گفتم :دوستش داری.

گفت : آدم وقتی خسته بشه دوست داشتن یادش می ره.

گفتم: پس دوستش نداری؟

گفت: فکر نمی کنم. از بی پولی خیلی خسته شدم از اینکه همه ی کارها بعهده ی منه وام خونه!!! کار بیرون!! دوستم داره اما عرضه ی زندگی نداره . تمام پولاشو تموم می کنه. می مونه پول من! تا شب سر کارم بعد هم غذا پختن و خواب.. داره عمرم همینطور می گذره

گفتم: می خوای چیکار کنی

گفت: هیچی!! کاریه که خودم کردم. جرات ندارم جدا شم چون نه بد اخلاقه نه معتاده نه هرزه!!!دلایل طلاق توی ایران همین باید باشه.

گفتم: دوست داری تنها بشی

گفت : نه!! از تنهایی می ترسم با خودم می گم هر چیزی قیمتی داره اینها هم قیمت تنها نموندنه.

الان دارم فکر می کردم حق داری یا نه؟ چرا اینهمه صبر!!! . نمی دونم یک ازدواج غلط رو چه جوری میشه درست کرد. چرا اینقدر شناختها قبل ازدواج کمه!!! چیو باید درست کرد؟ تو رو ؟شوهرتو؟ ایران رو؟ تربیت ایرانی رو؟ چیو؟