اینجا اروپاست. اینجا قلب اروپاست. اینجا پاریس است. اینجا استادش درست انگلیسی حرف نمی زند. اینجا غریبه ها را دوست ندارند.اینجا مترو توی تونل تاریکش توقف می کند و تو نیم ساعت می نشینی. اینجا ساعت ١١ تا ١۴ کارمند اداره را پیدا نمی کنی. اینجا هم می گویند امروز برو فردا بیا. اینجا اگر دولت قانونش را عوض کند مردم اعتصاب می کنند می ریرند توی خیابان و سر کار نمی روند و پلیس می آید و هیچ اتفاقی نمی افتد. اینجا اداره ی امور خوابگاهها می گوید اتاق نداریم اما دارند. اینجا مردم دنیا ندیده زیاد است و به پاریسشان هی می نازند و اگر پاریس فشنگ است اثر سالها پیش است و من می مانم اینهمه خارجی چرا در می روند می ایند پاریس. اینجا بزایی و کار کنی ملیتت را می توانی به فرانسوی تغییر بدی گیرم دست و پا شکسته فرانسه حرف بزنی. دولت حقوقت را به موقع می دهد حق اولاد می دهد بیمه داری و به تو اهمیت می دهد. در کل مزخرف است و من امروز آلمان نازی را سجده می کنم.

-از این داستان نتیجه می گیریم که ما عمرن اینجا زیست کنیم. شما هم به کلتون نزنه واسه زندگی بیاین اینجا.