ابریشم

مرد با همسر زیبایش خداحافظی می کند و برای تجارت ابریشم به دور دستها سفر می کند.  با عشقی حاصل از نگاه یک دختر خارجی در دل و دست خطی  به این مضمون "برگرد" بر میگردد. رازش راپنهان نمی دارد و به همسر داستان را می گوید. همسر زیبایش تنها یکبار می گرید. بعد ان مرد بارها سفر می کند تا او را بیابد و او رانمی یابد. ورشکست می شود و کار دیگری پیشه می کند. روزی نامه ای زیبا از معشوقه ی خارجی به دستش می رسد که حاکی از عشق وافر اوست. از همسر پنهان می دارد. و انرا در قلبش نگه می دارد. چندی بعد همسرش در بستر بیماری جان می دهد. بعد از مرگ همسر می یابد که نویسنده ی نامه همسرش بوده که آرزوی معشوقه بودن را به گور برده. در پایان مرد می فهمد که عاشق همسرش بوده.

برداشت شما از این فیلم چیست؟

١-همسره خانوم بوده. احتمالن رگ و ریشه ی کرمونی* داشته که می سوخته و می ساخته.

٢-نوش جون مرده . دل زنت رو شکوندی حالا بخور.

٣-مرده غلط کرده زنش رو تنها گذوشته رفته عاشق هم شده خیر سرش.

۴-مرده ..آدمه. دلش میره ..طفلی زنشم مرد حالا تنها هم شده.

۵-همیشه قدر چیزایی که داریم رو نمیدونیم. به زور دنبال نداشته هامونیم. داشته مون باید به نداشته تبدیل بشه تا دلمون بخوادش.

۶-ر..م رو دنیا.

 

*زنان دهه های ٣٠-۴٠ منظورمه.

 

  
نویسنده : م.س ; ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٠
تگ ها :