وارد دفتر که شدم مثل همیشه آقای بزرگ اونجا بود. به دلیل پارتیشن بندی اتاق او را اوصولن نمی بینم . اما به دلیل داشتن بوی خاص١ من سریع می فهم که باید دردفتر باشد.دستش را به نشانه ی سلام بالا برد و من دستش را دیدم. سلام دادم و گفت وقتی در باز می شود من سریع می توانم تشخیص دهم که تویی.ترسیدم که او هم مشامش تیز باشد و او ادامه داد که چون هیچی نمی بیند می فهمد که منم. فکر کنم شیلنگ٢ گرفت روی قدم.

١-پدر این مشام بسوزد که واقعن آزار دهنده است. البته اگر ادمها از عطر استفاده کنند که حالی به حولی اما ٩٩ درصد آدمها از عطر استفاده نمی کنند. هر ملیتی از مشام من بوی خاص دارد. چینی ، روسی، ایرانی و فنلاندی را وارد شده ام. و فرد به فرد فرق می کند اما هر کدام دسته های خاص دارند... بی خیال

٢-شیلنگ: وقتی می خوای کسی رو بشوری و بذاری کنار کافی روش شیلنگ بگیری. در بعضی از جاها به معنای همان خیط کردن و ضایع کردن است. کلن کاربرد شیلنگ زیاد است.