خداوندا احساسمان اینست که ما اینجا نطقمان کرو کور شده. شده ایم ساکت مثل این اسکیموها. حال حرف زدن ناید . یکی هم که خیلی حرف آید ما قصد جانش را کنیم که خسته مان می کند. یادمان آید که ما را شر وشوری بود عظیم. البته می گویند ادم که پای به سن گذارد منظورمان همان بیست ساله شدن است کم حرف می شود. ما وقتی دوست پر حرف روسمان را می بینیم تا دو روز تلویزیون هم نمی توانیم ببینیم خسته می شویم. ما را چه شده است؟ ما داریم می شویم پارادوکس!!! زن ایرانی کم حرف. نمی شود که.