الهام می گوید دنیا پر از زنجیر عشق پاره شده است ..حلقه های دوست داشتنی که به هم متصلند و
در انتها به هم نمی پیوندند...برایم سوال است دوست داری و دوستت ندارند ، دوست نداری و دوستت دارند، دوست داری و دوستت دارند اما حلقه ای این وسط گم می شود.
 گاه خود را درون این حلقه ها لمس می کنیم ...سکوت   میکنیم تا کسی نداند ما هم حلقه ای از این زنجیر هستیم اما رنگ رخسار  خبر از سر درونمان  می دهد
خوب می دانیم که اینها فقط و فقط بازیهای روزگارند که خود آنهارا خاتمه می بخشد
روزگاری حقیقت بر همه روشن می شود و تنها حلقه های از هم گسیخته باقی می ماند و دلهای شکسته.
دلهایی که پیرمان ساخته و بر تجربه هایمان افزوده..
پای صحبت هر انسانی که بنشینی داستانهایی از دوست داشتن دارد...
من داستانم...تو داستانی..ما داستانیم...داستانی که تا فرداها ادامه دارد .

  
نویسنده : م.س ; ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٥
تگ ها :