سلام

خب دوستان ما رو تحویل گرفتن و التماس کردن که آره ؛ باید بنویسی و اگه ننویسی ما می ریم معتاد می شیم و از این حرفا...

 خلاصه دوستان مرحمت عالی....

چی بنویسم... از چی بگم...ازکجا بگم..

ازاتفاقات افتاده؟ ازکلاسای درس...از اوون پروژه ملی به ظاهر عظیم که آدم ر و از این مملکت درب و داغون زده  می کنه و هر آن توی گوشت یه چیزی ندا می ده که بگذار و برو...

از چی بگم؟از انرژی که سرکلاس به دانشجوهام می دم ، خالی می شم، آه میکشم ومی دوم ودنبال  منبع این انرژی می گردم تا هفته ی دیگه کم نیارم.

می گم نکنه این منبع انرژی مشکل داره...نکنه منبع و اشتباهی گرقتم..نکنه ..گم شدم یا گم کردم..

خواهشا دوستان نگین این منبع درخودته باید پیداش کنی و .... این چه و ضعیه که توی این دنیا هر چیزی رو باید بگردی و پیدا کنی...انگاراین دنیا مثل بازی قایم باشک بچه گییامون می مونه

....

احساس می کنم من سالهاست که چشم گذاشتم و حالا باید پیداش کنم...

 

 

  
نویسنده : م.س ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٥
تگ ها :