و باز هم اینجا

به دستم می زند ، می گوید پا شو ناهار اومد بیدار می شوم کمی گیجم. خنده ام می گیرد از اینکه برای ناهار بیدارم می کند. ناهار را که می خوریم می گوید خوب خوابیدی. گفتم آره حسابی. پرسید کجا زندگی می کند و.. و.. من هم گفتم بگذار حدس بزنم کجا درس می خوانی و چه می خوانی. گفتم یا کلن ایران زندگی می کنی یا امریکا و احتمالن رشته ات مربوط به پزشکی یا بیولوژی است. گفت چطور مگه؟ گفتم از اینکه خودت شروع به حرف زدن کردی ، بیدارم کردی برای ناهار این یعنی خلق ایرانی پس اروپا زندگی نمی کنی. من عمرن این کار را با بغل دستیم بکنم می ترسم حریم خصوصیش بترکد فکر کنم کلن ما اروپا نشینان می ترسیم از این کارها. پس تو اروپا نشین نیستی. اینکه رشته ات مربوط به بیولوژی است چون برگشتی به پشت سریمان گفتی پاهایش را بالا بگیرد و یک سری کارهای دیگر برای عدم حال به هم خوردگی در هواپیما. ما شاید اینها را بدانیم اما چون اطلاعات عمومی است نه پزشکی جرات نمی کنیم به کسی بگوییم. لبخند می زند و می گوید آره من داندانپزشکی می خوانم و 10 سال است که در امریکام. کل راه را حرف می زند و گاهی هم من. می دانم دلم برای این نوع حرف زدنها تنگ می شود اما می دانم هر جایی یک حسنهایی دارد یک عیبهایی. 

همه جا را برف پوشانده سفیدِ سفید . تمیز و سرد. دلم برای گلدانهایم تنگ شده. خانه که می رسم همه را چک می کنم. خانه دارد شبیه جنگل می شود. دنیا چقدر زیباییهای زیادی دارد. از سفرم خسته نیستم پر از شوق و طراوات شده ام. .روز همه ی ادمهایی که دوستشان دارم شاد!  پس روز شما هم!

/ 6 نظر / 14 بازدید
فرزاد

ßahhhhhhhhhhhhhhhh ßahhhhhhhhhhhh ßahhhhhhh صفا آوردین خاله ریزه[گل] از زمان ناصرالدین شاه که پای ایرانی جماعت به فرنگ باز شد، اینهمه سفر خارجی انجام شده. مخصوصا در 10/15 سال گذشته. مایه تعجبه که چرا آثار فرهنگی اینهمه سفر رو فقط در مد و لباس میشه دید!! یه کم غُرغُر: میخوام بگم واقعا دشواره همش تصور کنیم فضاهای زیبایی که شرح میدین چقدر خسیسین آخه

وجودت پر مهر و شادی آفرینه! خدا این وجود رو برای ما نگه داره! روزهای زندگیت پر از شادی باشه عزیزم :*

فرزاد

خاله ریزه اینجا رو ببینین. بخش دومش http://57.persianblog.ir/page/persianblog-backup خیلی خوبه ها مگه نه؟

akram

salaaaam, khosh oomadiiiiii :* dastanet man ro yade oon dastan too ketab dabestan andakht ke pesare hads zade bood ke olaghe gom shodeye taraf, cheshe chapesh koore o paye rasteshesh lange (ya bel-ax) :D

بوشفک

سلام همیشه به سفر. ناراحت می شی وقتی این چند خط رو بخونی. ممکنه بعضیا , طبق برآورد خودشون و عادت شما به به روز کردن وبلاگتون, به روز نشدن این وبلاگ و حتی تایید نشدن نظراتشون اون هم به مدت طولانی, براشون نگرانی نیاره و با اولین مطلب شما , باز مثل قبل نظراتشون رو بنویسن. ولی راستش من اینجوری نیستم. من عادت کردم که واسه کسایی که بهشون اهمیت می دم نگران شم و از سهل انگاری یه دوست ناراحت شم. همین. البته فکر نمی کنم تنها باشم.

مینا

[لبخند]