نصایح استاد عزیز

یک استادی داشتیم که وقتی من می خواستم به خارج عزیمت کنم . من رو نصیحت کرد که:

-چرا می خوای از ایران بری؟ پسر من متولد انگلیسه و انگلیسی را مثل بلبل انگلیسی ، حرف می زند اما با اینکه اونجا پزشکه می گه بابا مردم اینجا من رو قبول ندارند.ببین دختر جان ، هیچ جا مثل ایران نمیشه پول درآورد و پولدار شد. این کتاب من رو ببین دیروز  1500 بوده امروز من بی دلیل می دمش 4000 تومان. بازم ملت می خرن. هیچ کس هم نمی گه چرا؟تو دختری برو رد زندگیت. برو شوهر کن.

-استاد، من ازدواج کردم. اینم عکس شوهرم!

-..اووه.. چه خوش تیپ هم هست چه جوری گیرش انداختی...برو بچه دار شو.. حال زندگیت رو ببر ول کن درس رو...

 

فکر کنم بقال سر کوچه مون نصایح بهتری داشت برای من. حالا بگید درس شعور میاره . برید به استاد دانشگاهها رای بدید.

/ 5 نظر / 15 بازدید
عطرا

این که خوبه عزیزم آدم با خودش میگه طرف فک و فامیل که نبوده دل بسوزونه. من عمو بزرگم دختر بیست و شش ساله اش رو با دیپلم کامپیوتر فرستاده پاریس بره کارگردانی بخونه،به گمونم آی کیوش نهایتا نود یک دو بود، بعد به من میگه بیا برو تو مانتو فروشی کار کن بهتره تا بری ارشد بگیری. درس که به درد نمی خوره! این ها غیر قابل درمانند کلهم اجمعین![خنده]

فرزاد

ببینین خاله ریزه عزیز همه چیز برمیگرده به اینکه از دنیا چی می خوایم اون استاد با توجه به واقعیتهای اجتماعی داخل ایران گفتن. حالا شما خودتونو نگاه کنید و ارمانهاتونو. در فکر هم نه. بلکه حتما روی کاغذ بنویسین که دنبال چی هستین و آخرش می خواین به کجا برسین. این البته به زن و مرد ارتباط نداره. پس از سال 2005 متاسفانه تب درس خواندن یا اقامت در خارجه، مسری شد در ایران. طوری که حالا موسسات زیادی حتی در اروپا در شکار این سلایق هستند تا حتی در یه مدسه عالی و نه دانشگاه براشون پذیرش بگیرن. 90 درصد اینا هم فکر می کنن بعد از درس در همون کشور یا هر خراب شده دیگری اقامت بگیرن. سما اول نیگا کنن تب دارین یا نه. بعدش تصمیم منطقی بگیرین برای ادامه راه

نرگس

اونم علم و صنعت!

منیره

به نظرم حرفش اشتباه نیست. وقتی تو وادی درس میفتی، راه زندگیت کاملا عوض میشه. منم خیلی وقتها با خودم میگم اگه گیر درس نبودم شاید از زندگیم بیشتر لذت می بردم

یه غریبه ديگر

سلام خوبي دوست عزيز؟ فکر کنم نتيجه گيري آخرت خيلي جالب نبود! با حرف و نظر يک استاد، نميشه همه اساتيد را با يک چوب راند و اظهار نظر کرد که درس شعور نمياره! بهتره هر حرفي ميخواهيم بنویسیم یه کم تامل بيشتري کنيم. درست مثل همان سفرنامه نویسی می مونه که از شهری عبور مي کرد و به تعدادي آدم کور در ورودي شهر رسيد و در سفرنامه خود نوشت: از دياري گذشتم که تمام مردمش کور بودند! حتی بقال سرکوچه مون هم همچين نتيجه گيري نمي کنه!!!!!!!!!!! به هر حال ما دوستت داريم و غرض حالگيري نبود/حالا یه کم بخند!