مهمانی کریسمس دانشکده.

 یک استاد فیزیک فوری می پرسد اهل کجایی؟

-ایران

-من هم فیزیک اتمی کار می کنم (می خندد).

***

مارتی استاد دانشکده است نگاهی به امیر می کند

-کدامتان در خانه رییسید.

من به امیر نگاهی می اندازم و می گویم

-گاهی من، گاهی امیر.

مارتی می خندد و می گوید

-در ایران غیر ممکن است نه؟ (منظورش ریاست من بود)

***

چند روز پیش اتاق استاد راهنما.

-اگر در ماه می برنامه ی خاصی نباشد و همه چیز جفت وجور باشد می خواهم به ایران بروم.

-که در فرودگاه نگذارند خارج شوی؟(می خندد)

***

امروز اداره ی مالیات

-واقعن اهل ایرانی؟

-بله

-پس در ایران هم زن می تواند کار کند.

...

جواب همشون

زبانزبانزبان

 

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
لیدا

چه قدر بد!!! من خیلی دوست داشتم از ایران برم .الان هم دوست دارم عین زندانه اما آخرش هرجا باشم احساس غربت خفه ام می کنه ! [ناراحت]

بابای آیدا

فکر کنم تو مورد دوم شکسته نفسی می کنید. بر اساس تجربه می گم[نیشخند]

علی نادری

این [اوغ] عجب جواب دندون شکنیه[نیشخند]