افسردگی بعد از دیدن فیلم

روزی از انروزها نشستم دو تا فیلم دیدم.the flowers of war خارجی و راه آبی ابریشم ایرانی.

 the flowers of war

در مورد جنگ ژاپن و چین بود که این ژاپنیها چه جنایاتی کردند. به هیچ چیز رحم نکردند و من از اول تا آخر فیلم چشم گشاد با دهان نیمه باز فیلم را دیدم که نشان داد یک آمریکایی چگونه با دختران نوجوان چینی از یک کلیسا فرار می کنند. کشتن مردمان و تجاوز به دختران در این فیلم در حد مرگ ادم را آزار می دهد. در جریان این فیلم یک عشق هم مثل همه ی فیلمها شکل می گیرد و بدون داشتن هیچ صحنه ی مسخره ای تو اون هیری ویری به نمایش در می آید که تو را کمی می ترکاند. من نمی دونم ژاپنیها بعد ساخته شدن این فیلم به خیابونا نریختن ؟.خلاصه آبروی ژاپنیها در این فیلم ترکید . البته در هیچ جنگی حلوا خیرات نمی کنند و در همه جنگها همین خبر بوده. خلاصه تا دو روز ما افسرده بودیم.

راه آبی ابریشم

گویا این فیلمنی ایرا پر هزینه  بوده و.. من نمی دونم آیا واقعن کل فیلم همین بوده؟ یا این فیلمی که من دیدم خلاصه بوده. یعنی فیلم با اینهمه سوتی؟ خداییش هی منتظر بودم یک چیز قشنگی یک جایی اتفاق بیافته. داستان مال خیلی قدیمهاست(فکر کنم زمان دیلمیان) که پارسها می خواهندبا کشتی به چین بروند .صحبت کردنشان که واقعن چه بگویم مثلن یک چیزی تو این مایه ها."همانا تو را به کنیزی بر می گزنیم ... اینو ببر تو اتاقش" اگر یک "دمت گرم" هم می گفت من تعجب نمی کردم .حالا اینا هیچی. لامصبا همه ی کشورها زمانهای قدیم فارسی بلد بودن .اصلن فارسی زبان بین المللی بوده. حالا فارسی نه همون زبان قدیم ایرانیها.  یک جایی از فیلم کشتی به جزیر ه ای دور افتاده با مردمان وحشی می رسد که مردمان ان جزیره  اصلن نمی دانستند کجای دنیا قرار دارند. بعد اونا هم فارسی بلد بودند. حالا حداقل میو مدین یه زبون من در اوردی می ذاشتین زیر نویس می ذاشتین و اینا .. اما سوتی بزرگ فیلم انجاست که این کشتی روزها در آب سرگردان می ماند بدون اب اشامیدنی و غذا طوری که همه ی کارکنان کشتی، وسط کشتی ولو می شوند و نای بلند شدن ندارند. تا اینکه به همان جزیره ی ذکر شده می رسند و صحنه ی بعد همه سر و مر و گنده وارد جزیره ی وحشیها می شوند . پادشاه جزیره هم که فارسی را مثل بلبل حرف می زند. می گوید به کشتی بروید و هر چی دارید به من بدهید بعد هم همه به کشتی می رن و دیگه بر نمی گردند. فقط ناخدا می ماند در جزیره که اونم میذارنش لب ساحل تا پارسها بیان شبانه نجاتش بدن.  حالا پارسها که اصلن وقت نکردند تو جزیره هیچکاری انجام بدن. چه برسه به اذوقه خوردن و برداشتن. اینکه چه جوری همه حالشون خوب میشه و به راهشون ادامه می دن نمی دونم. اصلن بقیه سفر رو با چه آذوقه ای ادامه دادن؟ می گم نکنه فیلم سانسور شده. خب بابا به شعورم توهین شد این فیلم رو دیدم. یکی بگه که من همه ی فیلم رو ندیدم تا اعصابم راحت بشه که یک فیلم به خاطر اونهمه بازیگر خوب و هزینه زیاد اینطوری ساخته بشه که ما رو اسکل کنه. اینم من رو دو روز افسرده کرد. دقت کردین اعصاب نیستاااا!!!

 

/ 2 نظر / 32 بازدید
سارا

عزیزم این که چیزی نیست. من یکی از این فیلم فضاییهای قدیمی دیدم که آمریکاییها به سیارات مختلف میرفتن و ماشالا همه اهالی اون سیارات انگلیسی بلد بودن[نیشخند]

مژگان

شما اعصاب خودتو خورد نکن.