سال نو

چقدر همه چیز ساده و خوب. یک خانه ی به معنای واقعی ساده و بدون هیچ وسیله ی نو و شیک پر از شادی و صفا. با دوستان جمع شده ایم هر کسی غذایی درست کرده و آورده تا سال نو را با هم شریکی آغاز کنیم. آنا روی زمین می نشیند و گیتار میزند و روسی می خواند. و بعد اهنگ  jingle bells را سعی می کنیم با هم بخوانیم و اینقدر ما سه تا ایرانی می خندیم که حد ندارد. بماند چرا؟ ساعت 11:30 به اتفاق همه به مرکز شهر می رویم برای آتش بازی. شب خوبی سپری شده با وجود سینوس عفونی و سرما خوردگی و صدای خرابم و اصلن یادم رفته تب دارم. کاش ما در کشورمان یاد بگیریم که در نهایت ساده زیستن هم می شود دور هم جمع شد و شاد بود بدون ظرف پیرکس و چینی و مبلمان میلیونی و پالتوی یقه دم روباهی... ببینید اینطوری

/ 7 نظر / 3 بازدید
مژگان

حرفایی میزنیا. اینجا اگه دسر و سالاد ژیگولی و پنج شش مدل غذای جور واجور نباشه اصلا سال نو نمی شه. انتظارایی داریا. اما چقدر این سفره به دل آدم میشینه. خیلی بیشتر از اون سفره های رنگین. حالا کدومش رو تو درست کردی؟ او فسنجونه؟!

روشنایی صبح

عکسه نیومد.

منیره

به به!!! سال نو مبارک! حال کردم با این سفره!! یه سوال، اونا قاشق یه بار مصرف هستن واقعا؟؟

سمانه

سال نو مبارك :D واسه منم عكس نيومد كه

ری

ای بابا حالا بذار یه کم تجملات باشه تو مهمونیامون .میریم مهمونی بخوریم[نیشخند]اونجا ساز بلدن ساز میزنن کیف میکنن اینجا هیچ کس که ساز نمیزنه حداقل بذار بخوریم ولی واسه من عکس اومد

روشنایی صبح

پس چرا من عکس رو نمی بینم؟؟؟؟ دهنم آب افتاد[رویا]

حمید

سلام : ببخشید اون بطری که شفافه توش چیه؟[چشمک] آخه ما ایرانیا اگه فضولی نکنیم شبمون روز نمی شه..!! (البته بذارین به حساب شوخی)