اروپا

اینجا اروپاست. اینجا قلب اروپاست. اینجا پاریس است. اینجا استادش درست انگلیسی حرف نمی زند. اینجا غریبه ها را دوست ندارند.اینجا مترو توی تونل تاریکش توقف می کند و تو نیم ساعت می نشینی. اینجا ساعت ١١ تا ١۴ کارمند اداره را پیدا نمی کنی. اینجا هم می گویند امروز برو فردا بیا. اینجا اگر دولت قانونش را عوض کند مردم اعتصاب می کنند می ریرند توی خیابان و سر کار نمی روند و پلیس می آید و هیچ اتفاقی نمی افتد. اینجا اداره ی امور خوابگاهها می گوید اتاق نداریم اما دارند. اینجا مردم دنیا ندیده زیاد است و به پاریسشان هی می نازند و اگر پاریس فشنگ است اثر سالها پیش است و من می مانم اینهمه خارجی چرا در می روند می ایند پاریس. اینجا بزایی و کار کنی ملیتت را می توانی به فرانسوی تغییر بدی گیرم دست و پا شکسته فرانسه حرف بزنی. دولت حقوقت را به موقع می دهد حق اولاد می دهد بیمه داری و به تو اهمیت می دهد. در کل مزخرف است و من امروز آلمان نازی را سجده می کنم.

-از این داستان نتیجه می گیریم که ما عمرن اینجا زیست کنیم. شما هم به کلتون نزنه واسه زندگی بیاین اینجا.

/ 5 نظر / 4 بازدید
منیره

امان از غربت!!! هیچ جای دنیا جهان سوم نمیشه!

فرزاد

نگفتم؟[مغرور] شما از لحاظ مهاجردوستی، بهتر از آلمان در اروپا پیدا نخواهید کرد و در حال حاضر بیشترین مهاجر رو هم در خودش جای داده. اروپای شمالی به لحاظ خلق و خوی مردمانش، کلا گرم خوی نیستن (چه برسه با مهاجرین) در اروپای جنوبی هم فوری میخواهند مهاجر رو در گروه های گانگستری و کارهای سیاه وارد کنند. البته در ایجاد این وضعیت، خود مهاجرین هم بی تقصیر نیستن. غالب مهاجرین آسیایی و آفریقایی به چشم سرزمین موقت به اون کشورها نگاه میکنند و این باعث میشه تا ساز ناهمگونی باشند در اعتنا به مقررات اجتماعی و ... و این علت به مسائل دیگری مثل کمبود فرصتهای شغلی و .. اضافه میشه و به این ترتیبه که باعث میشه تا ساکنین اون مناطق دل خوشی از مهاجر نداشته باشند. ما در ایران عزیزمون چه امکاناتی به افاغنه گرامی دادیم که از دیگران انتظارش رو داریم؟ هیچ جا، خونه خود آدم نمیشه. باور کنین. همه فکر میکنند مشکلات اولشه. در حالیکه همیشه شخص سومی خواهید بود که برای آدرس دادن به شما، ازتون به عنوان *اون خارجیه* استفاده میشه و یه عالمه حرف و کنایه و ابهام و طعنه در این لفظ خوابیده. قبلا هم گفته بودم *یه کم اعتماد به نفس بالا میخواد برگشت

یک بنی

البته من فکر کنم اگر آقای امیرخان در پاریس بودند نگاه شما ملایم تر بود و شاید پاریس هم در کنار آلمان نازی لایق سجده [نیشخند]

مژگان

خدا به شما صبر دهد با این همه مشکلات و ناملایمات در قلب اروپا. الهی بنده برای شما بمیرم که اینقدر زندگی سختی دارید... پاشو جمع کن بساطتو بابا... [چشمک]

ری ری

اااااااااااااااااققققققققققق اینا هم با این پاریسشون جمع کن بیا پیش ابجی .