و مردم این سرزمین نمی دانند که باران چه نعمتیست.

/ 4 نظر / 4 بازدید
منيژه

و ما در حسرت بارش قطره اي باران از آسمان هستيم

و تابستون دوباره یادش افتاده که ما رو از گرما زبون روزه بکشه... خدا به خیر کنه.

مژگان

قبلی من بودم

فرزاد

فکر میکنم بشه خواند : چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب، اسب در حسرت خوابیدن گاری چی ، مرد گاری چی در حسرت مرگ.