GYM

تازه چند روزی بود داشتیم میرفتیم جیم (فکر کنم همون باشگاه بدنسازی). که بعد مریض شدیم. حالا.. می رفتیم وزنه می زدیم خدااا. اصلن وزنه دو رقمی که تو کارمون نبود فقط سه رقمی. حالا دروغ که حناق نیست!

خوب حالا ریا چرا؟ ما رو راستیم. 45 کیلو ادم که این حرفا رو نداره. خلاصه روز اول که رفتیم یک وسیله بود که هر کار کردم وزنه ش رو نتونستم بلند کنم. خلاصه یواشکی اون میله رو از تو وزنه در اووردم و خالی خالی با افتخار شروع کردم به وزنه زدن یا همون میله زدن..ما تو کاره میله ایم... دوستم هر هر بهم خندید وگفت بزن رو 5 کیلو که حفظ ابرو کنی. گفتم ما تو کار ریا نیستیم. خلاصه گذشت و بعد من یه اقا اومد نشست زد 110 کیلو بعد هیکل رو بگو جان خودم دو کیلو از من چاقتر! این چه جووریاست؟ ما نفهمیدیم. یعنی من سال دیگه همین موقع 110 رو می زنم؟ یا نه این مال ژنه؟ هان؟ خلاصه میرم باشگاه بدنسازی که بتونم در بطری نوشابه رو خودم باز کنم.

/ 4 نظر / 3 بازدید
فرزاد

همون که گفتین یعنی باشگاه جیم بوده نه GYM ما قدیما بهش می گفتیم باشگاه تار عنکبوت

الهه

من که نیم ساعت میرم جیم به نفس نفس میافتم . تازه بیشترش با دستگاههای کاردیو کار میکنم. بعضی ها میان همین کاردیو رو با چنان سرعتی انجام میدن و یک عرقی میریزن که من از سرعت خودم شرمنده میشم. ولی همین که میریم خوبه.

مژگان

بابا هيكل ميزون

حدیث

asheghetam.. [ماچ]