عادت کرده ام

وقتی ازم پرسید اونجا چه جوریه؟ یکهو حس کردم من یک تعلق خاطری دارم به اینجا. گرچه اکثر ایرانیها از اینجا فرار می کنن. اما واقعیت اینه که ایرانی هیچوقت راضی نیست. عادت به غر زدن داریم. اینجا سرده.. ملتش اینطوین اینجا به من چپ چپ نگاه می کنن. اونایی که استرالیان که فکر می کنن اروپا و امریکا بهتره. اینایی که اینجان می گن آمریکا و کانادا بهتره. اونی که کاناداست میگه اروپا بهتره. راستش اینطور نیست. باید ببینی چی می خوای از زندگی. دنبال چی می گردی.. خب اگه دنبال ملت خوشگذرون و خاله بازی هستی که اصلن اینورا نیا.. اگه ارامش و سکوت می خوای که بیا ور دل خودم تو قطب اینجا هم زیباست. قصر نداره قدمت نداره اما طبیعت بکر و تمیزی داره.

من زاده ی کویرم قطعن به سرما عادت نداشتم. اما اینجا وقتی برفه همه چیز خیلی قشنگه. امروز صبح دلم نیومد ماشین سواری کنم پیاده زدم به راه. همه چیز زیبا و سفید، واقعن برف زود رس اینجا شادم کرد چون برف داشتن با دمای 2-و 3- خیلی دلچسبه. پس اونقدر هم سخت نیست. گرچه دیگه اخر زمستون کفرت در میاد. ولی وقتی می بینی بهار میاد واقعن حسش می کنی فرشی از گلای ریز زرد روی چمن سبز که همونا تابستونا قاصدک میشن برات. همه جای دنیا زیباییهای خاصی داره. من به اینجا، به مردمش که خیلی وقتا سردن اما لبخند می زنن ،به ادمایی که مزاحمت برات درست نمی کنن. به آدمایی که دروغ نمی گن، عادت کرده ام.

/ 3 نظر / 16 بازدید
الهه

خیلی موافقم. منم همین نظر رو تا حدود زیادی در مورد هلند دارم. اینجا هم خیلی از ایرانی ها دارن غر میزنن و خیلی ها هم فقط چند سالی میمونن پاسپورت بگیرن و برن. من هم عادت کردم

فرزاد

پس چی؟ فک کردین!! این خاله ریزه ی ما رو اینجوری نبینین!! اینقدر نگاهشون بلنده که نگو. هر چند کم مینویسه و یلد نیست عکس بذاره تو وبلاگش. اما خاله ریزه عزیز، کلا عادت خوب چیزی نیست ها. عادت یعنی یک اجبار که در خوی آدم نهادینه شده. مرسی از فنلاند نویسی[گل]

فرزاد

اصلا کی گفته این هاستینگ رو انتخاب کنین. بنظرم بلاگ اسپات یا وردپرس امکاناتش خیلی عالیه. یه اسباب کشی بکنین دیگه. این جارو هم بذارید بمونه مثل آرشیوتون اینکارو بکنین دیگه. بیشتر نوشته های شما تصویریه. حتی در بلاگ اسپات میتونین صدا هم در هر یادداشتتون بگذارین تا مثلا ما اسپلینگ این چینی ها رو بشنویم. بکنین هاااااا