من و همکار بزرگ سایز

این آقای بزرگ سایز ،همکار ما گاهی خیلی با مزه است.بعد از سه سال همکار بودن می پرسم: تو کی دکترات رو شروع کردی؟

- 2007 .

یعنی چیزی حدود 6 سال پیش. جا خوردم. چیزی نگفتم ادامه داد که

من هر سال می گم امسال دیگه فارغ التحصیل میشم اما پیش نیومد تا اینکه بالاخره امسال فارغ التحصیل میشم.

-وبعد فارغ التحصیلی ؟

-بعدشم دو تا برنامه ی توپ دارم یا میرم از اول یک فوق لیسانس دیگه می گیرم یا می رم زیر پل زندگی می کنم.

  -نه اینطورم نیست کشورته. کار پیدا می کنی خیلی براتون راحت تره.

- آره زندگی برا ما راحتتره تا شما که غریبه اید . ما اینجا جای خیلی از پلها رو بلدیم.

همکار چینی می پره وسط حرفون که:

اردو میاید بریم. اسب سواری هم داره

و همکار بزرگ سایز می گه

من به اسبهای بیچاره رحم می کنم و نمیام.

/ 4 نظر / 15 بازدید
صاب مرده

منطقش در مورد پل ها خیلی باحال بود!

م

[خنده]

مینا

[نیشخند]

فرزاد

[لبخند]