کنکور(هووووووق)

بابا بزرگ خدا رحمتت کنه که  7 تا بچه ی ناز به دنیا روانه ساختی تا من  از لحاظ بچه ی خاله هیچی کم نیارم. الان بزرگترین نوه ی خانواده 35 سالشه و کوچکترین هنوز یکسال هم ندارهنیشخند.

نکته اینه بس که ما به هم نزدیکیم در کلیه ی مراحل زندگیمون همه با هم شریکیم .مهمترین مرحله زندگی هر ایرانیه بدبخت درسخونی هم کنکوره. در نتیجه این یک داستانی داره در فامیل مکی که کی چی قبول میشه .خوشبختانه خالی از حسادت و بدبختانه درگیر با حرص خوردن های الکی . حالا تصور کنین این داستان هنوز ادامه داره تا وقتی اون اخریه بخواد کنکور بده. بابا چیه این کنکور مزخرف جون جوونا رو گرفتن. می خواد چمیدونم رتبه دو رقمی بیاره سه رقمی میشه اون یکی می خواد چهار رقمی بشه ده رقمی میشه. بخدا حلاوت ندارن این بچه های هیجده ساله...با اینحال فرت فرت همه دارن میشن مهندس. اصلن یادم نمی ره به یکی گفتم چی می خونی گفت مهندسی زمین شناسی... اینا چیه؟ از کجاشون اینا رو در میارن؟ این عنوان گرایی منو کشته. وقتی ریاضی قبول شدم یارو برگشت گفت حالا اینم یه معلمویی1 میشه.. مگه معلمووو چشه؟ مگه قصاب چشه؟ راننده چشه؟ نونوا چشه؟ اکثرن دارن میشن مهندس نا بلد یا همون معلموی بی سواد (بلانسبت ادمای با سواد که شامل شما هم میشهزبان.) یادم نمیره این دوستمون که شوهرش دکتر بود از بیکاریه همسرش می نالید که: کار کجا بود الان دست به ... خر بزنی دکتر می ...(با عرض معذرت فقط نقل قوله) .. هممون هم می دونیم مملکت داره میشه پر دکتر مهندس. بعد غصه هم می خوریم که طرف مهندس اما بوتیک زده... دکتره اما ساندویچی داره. همین سوپر محله ی مامانم اینا دوتا مهندس کامپیوتر صاحبشن. همه هم هی میگن تچ تچ تچ.. چرا... خب دیدتونو عوض کنین. مرده ی اون فلسفه ی همگانی هم هستم "لیسانس بیکار از دیپلم بیکار بهتره" یک وقت فکر نکنین رو فلسفه ی زندگی ااا حیفه!!! اصلن فکر نمی کنن حداقل چهار سال از بهترین سالهای عمر که ادم واقعن توانمنده صرف دانشگاه رفتن (نه درس خوندن) الکی میشه.. سالهایی که استعدادها فرصت شکفتن دارن.

این ملت ما کلن درگیر اسم و رسمن.هیچ وقتم هیچی نمیشیم با این طرز نگامون. به جون خود خودم هر کاری با ارزشه اگه خوب و ماهرانه انجام بشه. هرشغلی خوبه.. منو نگاه کنین من همون معلموووو(فکر کنم سوختم)  عاشق معلمویی که داره به تحقیقاتش ادامه می ده... ای ی ی دارم زندگیمو می کنم راضی ی ی میگم خدا رو شکر. نه دکترم نه مهندس.. تنت سلامت دلت شاد بابا! رتبت سه رقمی نشد فدای سرت تو هم میشی یه معلمووویی!!!

 

1- کرمانیها برای صغیر کردن هر کلمه به آخر ان اووووو می چسبونن.

 

/ 8 نظر / 4 بازدید
شازده خانوم

به منم نگفتن که معلمو میشه ولی همین توی ذهنشون بود! ولی من معلمو نشدم [زبان] آخه من اعصاب معلمو شدن ندارم خدا به معلمو ها صبر بده واقعا با این دانش آموز هایی که مملکت ما داره! تو هم حرف بقیه رو گوش نده معلمو هم به اندازه دکترو ارزش داره [لبخند]

فرزاد

هیچی نمیشه اضافه کرد به این مطلب . جز اینکه همونها که شما گفتین (دکتر مهندسهای اینچنینی) کلی هم ادعا دارن که بیا و ببین.

انديشه فرامرز

فلسفه "ليسانس بيكار ..." رو خيلي خوب اومدين. در ادامه صحبتهاتون، مقاله عنوان زدگي رو تو وبلاگ من هم بخونين.

الهه -دشت سپید

قربونت برم تو اومدی خارج از ایران میبینی‌ اینجا هر کس با هر شغلی‌ ارج و قرب داره و کارش با ارزشه هست اینو میگی‌. مهمتر اینکه همه از شغلشون راضین و لذت میبرن. وگرنه تو ایران تا عنوان دکتر و مهندس نداشته باشی‌ تحویلت نمیگیرن.اینو گفتی‌ یاد یه خاطره افتادم. یادم باشه تو دشت سپید بنویسم.

حمید

درسته کاملا. اگه به عوض این همه مهندس و دکتر با رتبه های خوب یه چندتاشون هم می رفتن معلم خوب می شدن (نه اینکه بخاطر سیستم غلط کنکور هر کی از هر رشته ای می مونه می ره معلم می شه) یا یه چند تا شون رشته های علوم انسانی و مدیریت می رفتن و دولت هم به این مشاغل پایه و انسان ساز اهمیت می داد اینقدر بی سواد نداشتیم. بابا همین معلما هستن که مهندس و دکتر خوب تربیت می کنن و مدیرای نخبه ای لازم داریم تا این نیروی انسانی عظیم و ثروتهای طبیعی رو به حرکت بندازه. حالا هی مهندس و دکتر پس بندازیم و یه مشت بی سواد بشن مدیران ارشد و ... and this vicious cycle goes on

مینا

چی بگم به نظرم خانه از پایبست ویران است

م.ک.

امان از مد! تو مملکت گل و بلبل ما اگه مرگ موش هم مد بشه همه باید بخورن. فعلا مدرک داشتن، پیرهن تنگ و موی سیخ سیخی مده. مد هم که دلیل و فلسفه نمیخواد. پسر همسایه داره، پسر من هم باید داشته باشه.... به قول مینا خانه از پایبست ویران است.

منیره

آی قربون ای معلمووووووو بشم، دو کلوم حرف حساب وزدی![ماچ]