شب آخر

این جمله ی اینشتن در رد عمل جراحی یک شب قبل از مرگش است. نمی دونم چرا من همیشه با یاداوریش یا خوندنش غمگین می شم. شما چطور؟

I want to go when I want. It is tasteless to prolong life artificially. I have done my share, it is time to go. I will do it elegantly

وقتی می خوام برم که می خوام. خیلی بی مزه است که زندگی رو مصنوعی طولانی کنی. من سهم خودم رو انجام دادم، الان وفت رفتنه. من این کار رو باشکوه انجام میدم.(شرمنده به خاطر نقص ترجمه)

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
فرزاد

غرور به نظرم چیز باشکوهی هست. اینکه هیچ چیز نتونه آدمو به زانو در بیاره. اما در مقابل مرگ!!! از یه طرف هم فکر می کنم چون انیشتین زندگی پرماجرایی رو پشت سر گذاشته بود (هم شخصی هم علمی هم تاریخی) یک جورایی به استقبال این ناشناخته ترین موضوع عالم رفته. من جای خاله ریزه باشم، غمگین که نمیشم هیچی، لبخند رضایت و تحسین هم میزنم برای ایشون. یک جستجوی اینترنتی کنید و ببینید لوئیس بونوئل در زمان مرگ چی گفته و چجوری به استقبالش رفت. جالبه. این صفحه آلبوم یا فتوبلاگ چی شد آخر؟

باز هم مواظب خودت باش ...

شایان

با سلام درور بر تو با گذاشتن این متن بسیار کلیدی انیشتن ---من فیلمش رو دیدم و همیشه به همه میگفتم ----سپاس به خاطر نشر ش