خاطره

ده سال پیش . دفتر انجمن ریاضی،

پرسید : چرا اغلب دانشمندان و پیامبران مرد بودند؟

گفتم: خب بودند دیگه.

-نه چرا زن نبودند؟

-دلیلش رو می دونم اما چرا می پرسی.

-می خوام بدونم چرا زنها موفق نیستن؟

-مگه دانشمند و پیامبر بودن موفقیته؟

-آره.. یعنی خوب بودنه.

-اااا جدی؟ نمی دونستم.

-تو دوست نداشتی پیغمبر یا دانشمند باشی؟

-نه

-چرا؟

-به دردسرش نمی ارزه.

-الکی نگو.. می خواستی باشی.

-اینطوری فکر کن.

-شما زنها همتون همینین. کم میارید در برابر ما.

-فعلن که من زنم در نتیجه نه دانشمندم نه پیغمبر به نظرت بده؟

-نه نمی تونی باشی. درد بزرگیه.

-اما چه بد بعضیها که مردن نه دانشمندن نه پیغمبر،نه؟ این دردش بیشتره

.....داشت از در انجمن می رفت بیرون که گفتم: اگر روزی به من حق انتخاب جنس دهند باز هم مونث خواهم بود. نفهمید و نخواهد فهمید که چه در ذهن داشتم.

چقدر جوان و خام بودیم. در گیر و در بند این بحثها. نمی دانستیم دنیا با چه سرعتی دارد پیش می رود و ما نشسته ایم بر سر جنسیت دعوا داریم و دردت از این می گیرید که هنوز هم آنجا همین است.

/ 8 نظر / 4 بازدید
نرگس

آی دونت نو وات تو سی[سوال]

الهه (مامان تارا)

خوب اون قدیمها به خانمه اجازه نمیدادند درس بخونند. اگر هر دو جنسیت فرصت برابر داشتند و یکی دانشمند میشد و اون یکی شاید بشه گفت نمیتونن. در ضمن توانایی های زن و مرد با هم فرق داره. بگذریم. من خیلی وقته حوصله بحث تو این زمینه ها رو ندارم. هنوز فرانسه ای؟ کارهات خوب پیش میره؟ موفق باشی راستی چرا گفتی بهم حسودیت شد؟

فرزاد

با خط کشی موضوع به این پررنگی مخالفم و بنظرم موضوع ساده و بدیهی هست. برای قضاوت منطقی، نام جنسیت ها رو فراموش کنین و به این بپردازین که میخواهید برای کاری، وظیفه ای و نقشی ، فردی رو انتخاب کنین. اون نقش، وظیفه و کار، ملاک ها و شرایطی رو برای فاعلش طلب میکنه. حالا کافیه بدون ذهنیت قبلی به دنبال فردی حائز شرایط بگردیم. وقتی پیداش کردین، اونوقت بهش بگید ASL please اما در مورد جمله آخرتون !! این تفکر تبعیض جن سیتی در همه جا دیده میشه. حتی در پاریس! در تهران خانمهایی رو دیدم که راننده اتوبوس BRT شرکت واحد و یا کارگر کشتارگاه گوشت دام هستند. اما در اروپا هم خانمهایی رو دیدم که اجازه نداشتند در شیفت اضافه کاری کار کنند!! در این موضوع باهم توافق اخلاقی نداریم

منیره

متنفرم از این تحقیرها!!!! خدائیش با جوابات حال کردم

نسرین

البته هیچ وقت برایم این بحث ها اهمیت نداشته است. ولی وقتی رئیس بخش به من می گوید کلاس 90 نفری فنی را بهت نمی دهیم چون خانمی و نمی توانی کنترلش کنی چی بگویم. خودت هر چیز دیگری که بخواهم بگویم می دانی. بی خیالش شدم و رفتم دنبال کارای خودم. تازه یزد رفتم دانشگاه برای بورسیه و استخدام و این حرف که بهم گفتن زن بودنت امتیاز منفی برایت است و اگر دو روز دیگر زاییدی یا دلت برای مامانت اینا تنگ شد ما چکار کنیم! آنج فهمیدم که ما زنها حسنهامان هم عیب است.

مینا

ولی نسرین خداییش ادره کردن حداقل 50 تا پسر برا یه مرد سخته و کافر همه رابه کیش خود پندارد... یادشون رفته ماماناشون با چه صبر و تلاشی بزرگشون کردن !!

فرزاد

آهان از اون نظر ! بله حق با شماست. من عبارت *دردت از این می گیرید که هنوز هم آنجا همین است* رو به معنی جغرافیایی گرفتم. حال اونکه منظور شما اون انجمن علمی بود. درسته. عجب تفاهمی [لبخند][گل]

سمان

البته من هنوز با این مساله مشکل دارم که چرا هیچ پیامبری زن نبود. 124 هزار تا پیامبر همگی مرد!؟ اما در مورد این که دنیا کجا داره می ره و ما این جا نشستیم و به چه چیزهایی فکر می کنیم باید بگم که تحقیر موضوعاتی که برای ما مساله است کار خوبی نیست و دلیل عقب ماندگی ما از دنیا هم نیست.