...

حرفی نیست. سکوت است و فکر آنان که مانده اند. شاید همه گفتند برای مرگ خیلی جوان بودی. ومن سکوت می کنم.

زندگی کوتاه است خیلی کوتاه.

به مادرت می اندیشم و به پدرت. نمی دانم غمت با آنان چه خواهد کرد.توان ندارم حتی بگویم مرا شریک بدانید.

به امید دیدار دوست من.

 

  مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک         چند روزی قفسی سا خته ام از بدنم

 

 

پ.ن. خواهش می کنم کمر بند ماشین رو همیشه ببنید. خواهش می کنم این رو در فرهنگ ایرانی جا بیندازید

/ 5 نظر / 4 بازدید
الهه

متاسفم به علت اتفاقی که واسه دوست شما افتاده ... گاهی اتفاقهایی میفته که آدم با خودش میگه یعنی چقدر احتمال داره ... تا دو ساعت دیگه زنده باشم ! و از طرفی نگاه که به اطرافش می اندازه پر است از آدمهایی که برای 100 سال آینده برنامه ریزی کردند !!! بقیه نوشته هاتون را هم خوندم جالب بود ... عکس جودی ابت هم فوق الاده با نوشته هاتون هماهنگ است ... موفق باشید و البته شاد و سلامت ...

الهه

متاسفم مهدیه جون خدا رحمتش کنه. تقریبا همه ما یکی یا بیشتر از یک مورد از این اتفاقهای ناگوار و اشتباهات رانندگی تو خانواده و اطرافیانمون داریم. متاسفانه وقتی تاکید میکنی تو ایران به رعایت همین قوانین ساده بهت میخندد. خدا رحمتش کنه

فرزاد

[گل] در فنلاند اوضاع مرگ و میر چطوره؟ رونق داره یعنی؟ بیشتر علت مرگ چیه؟ سن متوسط چقدره؟ مثل آلمان قبرستوناشون دلباز و قشنگه؟

مژگان

چی شده؟ کی؟ کدوم دوستت؟ خدا صبر بده

ری ری

لطفا درک کنید که دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است لطفا خداوکیلی تند نرید کمربندم اگه ببندید ممنون میشم این آشنای عزیز تن 7 پشت غریبه رو ترکوند و رفت شما اینکارو نکنید [کلافه]