وضعیت پزشکی یک کشور پیشرفته

دوستی داریم که زبانش در حدی نیست که کسی رو بفهمه یا کسی بفهمدش دچار یه بیماری شده یا نشده. حالا می گم چرا!  دچار درد مفاصل شدید شده. چشماش درد می کنه و کلن اینقدر خسته به نظر میاد که نمی تونه هیچ کاری انجام بده. خلاصه طی این مدت من سعی کردم هی در اینترنت بگردم ببینم چه باید کرد و هیچی اثر نمی کرد. نهایتن درد بالا گرفت و گفتم بیا بریم دکتر منم میام واست ترجمه می کنم رفتیم دکتر، دکتره چندتا آزمایش بدنی انجام داد و گفت چیزیت نیست و هیچ التهابی نداری و  مال هواست و ویروس اینها برو خونه. یکماه بعد دیدم اومده و می گه دارم فلج میشم. من شبها با درد می خوابم صبحها با درد زیاد بیدار می شم . اما در طول روز هیچ دردی ندارم. توی شونه هام می سوزه و.. کلن هم بچه ی بیخیالی بود و من می دونستم هیچی رو اغراق نمی کنه باز افتادم تو اینترنت و دیدم اوه اوه ممکنه خطرناک باشه. سریع از یه دکتری وقت گرفتیم و رفتیم. دکتره روس بود و زبان انگلیسیش در حد ننجون من. خلاصه دکتره به زور ارتباط برقرار کرد و عکس رادیولوژی نوشت . من پریدم وسط گفتم آزمایش خون چی؟ دکتره خندش گرفت گفت اینجا سیستمش اینه که هر نوبت فقط یک چیز می نویسن واسه آزمایش خون بعدن بیاین. منم داشتم عین وزغ نگاش می کردم. دکتر توپولی گفت باشه اینم آزمایش خون. برگه رو گرفتم و اومدیم بیرون منم فاکتورها رو نوشتم برم ببینم قراره چی آزمایش بشه. فقط دوتا فاکتور بود که هر دوش نشون می داد که آرتریت و عفونت داره یا نه؟  روز بعد رفت آزمایش منم با خودم فکر کردم این چه وضعیه این دکتر روس اصلم انگلیسی بلد نیست نمیشه باهاش حرف زد. رفتم مرکز پزشکی با یه پرستار خوب حرف زدم گفت این چه وضعیه دکترای اینجا چرا نمی تونن انگلیس حرف بزنن و شلوغ کردم حالا، فقط دوتا دکتر دیده بودیم. دختر که انگلیسیش در حد باراک اوباما بود گفت من یه دکتر می شناسم که جوونه و خوبه و گفته که چند زبون رو خیلی خوب بلده و اینا. ما هم خوشحال ،دکتر رو عوض کردیم. نتایج یک روز بعد وارد سیستم شد و ما رفتیم. 

آقای جوان و قدبلند ،ما رو صدا کرد و پرسید چه زبونی ترجیح میدین حرف بزنین. همچین گفت من گفتم بیام بگم فارسی ببینم بلده؟ گفتم انگلیسی. رفتیم تو  و دکتر گفت : بگین. دوستم هی گفت و منم دوبله کردم و بعد دکتر نتایج رو خوند به این نحو من برا شما ترجمش رو می گم.

-کبد c نمیده. روماتیسم و دیگر چیزها نیست. خون تو شیشه، پلاسما بالا 6 سانت.

به به خیلی ما فهمیدیم دستت درد نکنه.انگلیسی در حد ننجونه ننجون من! اون وسط لبم رو گاز می گرفتم که فقط نخندم. اگر من تو اینترنت نخونده بودم عمرن می فهمیدم چی میگه. بعد پرسید

-فهمیدین

ومن گفتم آره و توضیح دادم ببینم درست فهمیدم یا نه. خلاصه دوست ما اصرار داشت که آره شاید روماتیسم و اون انواع آرتریت نباشه اما من واقعن خیلی درد دارم و اینا. دکتر که بسیار هم خوشبرخورد بود اما از اونجایی که مرد بود و دکتر مرد خصوصن جوون1 اینجا اصلن با خانومها راحت نیست دست هم به دوست ما نگرفت و از همون فاصله یک متری سوالات رو می پرسید به طرز فجیع.

-شب ناهار؟

ترجمه: شبها شام می خوری؟

و..و..تا اینکه در همون فاصله یک متری دستش رو دراز کرد و شونه های دوست مارو با انگشت لمس کرد و پرسید

-با آرنج مشکل داری.

منم ترجمه کردم با شونه هات مشکل داری؟

اینجا جواب دوستم رو درست گفتم که :آره شونه هاش می سوزه و درد می کنه.

دکتر خندش گرفت و به من یک نگاهی کرد و دید او..اوه این داره از خنده می ترکه بذار منم بخندم و اینجا دوتایی ترکیدیم. من هی سعی کردم خندم رو کنترل کنم ولی وقتی می دیدم خودش تا بنا گوش سرخ شده و می خنده منم خب نمی تونستم خودم رو کنترل کنم. خلاصه سوالات مکرر تا اینکه یه چیزی گفت که من توش موندم و دکتر کاغذ رو برداشت و یک کلمه ی طولانی نوشت. من کلمه رو خوندم و همونجا هنگ کردم. تلفظش رو نمی دونستم اما توی گشت و گذارم تو اینترنت اسم این بیماری رو دیده بودم. خنده از رو لبام رفت.خشک شدم و دکتر سریع جمع کرد و یک خط روش کشید و گفت نه این نه.  تشخیص سخت! شاید!

خواستم بگم مرگ.  مردوندی منو!

خلاصه ما رفتیم و دکتر پیشنهاد کرد  چند هفته صبر کنیم ببینیم چی میشه. در کل این روال اینجاست. صبر کن!چیزی که همیشه می شنوی!

مریض: سرما خوردم گلوم داره می ترکه .

دکتر از فاصله یک متری:سه روز صبر کن ،نمیمیری !

-دست و پام درد می کنه. نمی تونم راه برم.

-صبر کن ببین بدتر می شی؟نمیمیری!

من یک تومور دارم تو کله ام .

-صبر کن ببین توموره بزرگ میشه یا نه؟نمیمیری!

-من خونریزی داخلی کردم داره خون از من می ره ،بیا ببین!

-صبر کن ببین می میری ؟ نمیمیری!

-اشهد ان لا الله الا الله، اشهد ان ...

-صبر کن ! شاید نمردی!

----------بی ی ی ی ی ی ب.

دکتر از فاصله نیم متری : صبر کنین! نبردیش شک  الکتریکی... ...

-بیب....بیب..

دکتر با برگشت به فاصله یک متری: دیدین گفتم نمیمیره. خب حالا فکر کنیم ببینیم چشه؟

 

1-به جان خودم راست می گم. البته یکی گفت با خانومهای خارجی اینطورن چون فرهنگشونو نمی دونن. خواستم بگم ما دکتر زنان زایمانمونم مرده تو ایران.

/ 7 نظر / 10 بازدید
hadis

daghighan hamintore ke migi.. man ziad revayataye moshabeh shenidam.. :*

عطرا

ای بابا!حالا بیا به بقیه بگو ما داریم تو امکانات غرق میشیم!کیه که درک کنه!ان شاا... رفیقتون بهتر شه!

فرزاد

اولا [قهر] بعدش اینکه با وجود موضوعی که فرمودین، آمار مرگ و میر در فنلاند پایینه و آنچه که بیشتر مرگ و میرها نشان داده میشه از زیاده نوشی است. پس مراقبت های بهداشتی پزشکی (حالا به هرشکلش و به هر زبونش) حتما مفید و موثر بوده است. شما نگاه به دکترهای وطنی نکنید که وقتی چشمشون به یک مریض مونث میافته که سرش درد میکنه، حتما باید تست آپاندیس و غدد زیر بازو و ... رو هم روش انجام بده. که البته حتما از روی دلسوزی و تعهد است و همه مریضا رو خوار مادر خودشون محسوب میکنند.[دروغگو] از این بگذریم. امروز راننده فنلاندی با 7 امتیاز اختلاف (در 25 نمره اختلاف زیادیه) نفر اول فرمول 1 استرالیا شد. حالا هم تبریک و هم اینکه واقعا جالبه. خلق و خوی سرد و منزوی و آرام فنلاندی چطور تونسته مثلا بر خلق و خوی خشن و تند و پر هیجان راننده آلمانی که سابق بر این مقام های بهتری میاورد پیشی بگیره؟ پ.ن. جای عکس دکتر مزبور خالی [اوه]

Mabi

akh ke on ghesmate dr zanan ro khob omadi ...

mohammad

با حال نوشتيد.هر چند به نظر اغراق ميرسه.فكر نكنم واقعا اينجوري باشه.رزيدنتهاي زيادي رو ميشناسم و كتابهاي درسيشون رو ديدم.لااقل توي كتابهاشون دقتشون خيلي بالاست.يعني اگه تو فنلاند يكي همچين دردي داشته باشه بايد همينجوري تحمل كنه بدون اينكه حتي بدونه چه مرگشه؟

مینا

دادا بنویس دلمون واشه

غریبه

واي! من که روده بُر شدم از خنده دختر- خيلي جالب (در عین حال دردناک) بود.