نسل بی عرضه

زنگ زد. سر درد دلش باز شد که می خوام بر گردم ایران و بقیه حرفاش

من دو تا عقیده دارم و اون اینکه اونی که نتونسته خودشو تو کشور خودش بالا بکشه اینجا هم نمی تونه. من که درسخون نبودم به زور بعد سه سال دانشگاه ازاد قبول شدم. حالا اومدم اینجا فوق لیسانس بگیرم. نمی تونم. سخته من نمی خوام. 3 سال و نیمه که دارم جون می کنم ،کار هم می کنم یه ماشین هم نتونستم بخرم تو این سرما راحت باشم. من چقدر حماقت کردم اومدم اینجا. اونی که تو ایران با اون همه راحتیش نتونست خوشبخت بشه اینجا هم نمی تونه بشه. بابا اینا همه چیزشون قانون داره. من خسته شدم از این همه قانون. رفتم به رییس شرکتم گفتم یکماه مرخصی می خوام  گفت نمیشه! پروژه باید زودتر تموم بشه. خوب به من چه ؟ گور بابات بهش گفتم اصلن می فهمی توی یه کشور دیگه زندگی کردن چه سختیهایی داره که به من مرخصی نمی دی؟ یارو عین بز نگام می کرد. ..من خسته شدم. گول خارج رو خوردم. .....

چند ماه پیش همین شخص برام تعریف می کرد که

من 30 سال خونه مامانم خوردم و خوابیدم بارون که میومد همه بسیج می شدن من رو ببرن دانشگاه. ..شبها از سر کار که میومدم بعد غذا برام آجیل و همه چی مهیا بود..یه بار تخمه آفتاب گردون تو خونه نبود مامانم گفت خاک به سرم ...بابام که اینو شنید پرید سر کوچه تخمه خرید. آخه می دونی من تو خونه از همه لاغرترم....

از این نمونه ها اینجا زیاد دیدم. اینبار خواستم بگم  والا منم تو خونه از همه لاغرتر بودم از دوازده سالگی آشپزی می کردم واسه ملت هم ما آجیل می بردیم . مامی ما اعتقاد داشت که دختر یعنی اینکه بدون گفتن پدر و مادر خودش کار را  انجام بده. زیر بارون اینقدر خیس شدیم کسی نگفت خاک به سرم. اونزمان نمی دونستم چه لطفی پدر و مادرم به من کردن . الان هم با پول بابام نیومدم اینجا که نتونم هیچ مسئولیتی رو بپذیرم.  که بخوام همه چیو ول کنم برم به خاطر نبود مرخصی. امثال من اینجا تو نسل ما زیادن. اونایی که عین خود من بزرگ شدن. بابای پول دارم نداشتن. آره مغرورانه اینا رو می گم که نسل من بفهمه اینقدر لی لی به لالا ی فرزند گذوشتن ظلمیه به خود اون. فردا عرضه هیچی رو نداره. فکرهم نکنین از این نمونه ها ی دوستمون تو خارج ایران کمه. اون پدر ومادرایی که فکر میکنن بچه شون بره خارج تا یه چی واسه خودش بشه. از من یه نصیحت بشنون :اگه بچه تون نمی تونه شلوارشو بالا بکشه. لطفن همون ور دل خودتون نگهش داریدیا درستش کنین اون گندی رو که زدین بعد بفرستینش این ور دنیانیشخند. هم سن و سالای خودم هم بشنوین گند نزنین تو تربیت بجه تون. من هر وقت میام ایران از بچه دار شدن پشیمون می شم  بسکه بچه ها ی ایرانی لوسن.

از این داستان نتیجه می گیریم که بچه ی خود من حتمن یک موجود لوس بی عرضه خواهد شد.

/ 6 نظر / 10 بازدید
مژگان

بچه ات لوس بي عرضه دماغو ميشه. اينطوري ميتونه با بچه من كه علاوه بر اين خصوصيات ونگ هم ميزنه دوست بشه.

مفیدی

سلام خوبید؟ میدونین چرا بچه های ما لوس میشن؟ چون ماها که همه کارمون رو خودمون انجام میدادیم کارهای یک بچه رو هم انجام دادن سخت نیست انجام میدیم یعنی دلمون نمیاد انجام ندیم اما هنوز نتیجه رو تجربه نکردیم داداش مهدیه

Mabi

moshgele in adam in naboode ke los bode, in bode ke babaye kheyli khar pool nadashte ke to kharej ham kharjeshoo bede + ye BMW bendaze zire pash!! bache to yeki los nemishe azizam faghat mamani mishe :D maha nasle jangim ke hamishe ham bi pool bodim, kolan pedaremoon dar omad!

محمد

طرح نوشته جالبه اما بی حوصله نوشته شده.غلط نگارشی هم داره.اولین نوشته کار نشده ای بود که من توی این وبلاگ خوندم.با این همه موضوعیه که ارزش به اشتراک گذاشتن توی فیسبوک رو داره.هر چند من آیکون facebook رو نمیبینم اینجا. واسه همین نمیتونم share کنم.

کم کار شدین. قبلا "زود به زود"تر می نوشتین.

لیلا

سلام چه همتی داشتی دختر، ولی بازم برو خدا رو شکر کن که کار همزمان درس رو میتونستی داشته باشی، حالا ما توی ایران اونم تو شهرستان مگه میتونستیم کار و درس رو با هم داشته باشیم، خودم چون کلی بی امکاناتی کشیدم الان وقتی از سختی های راهت حرف زدی انگار حرف دل منو زدی. آخر عاقبت درس خوندن تو دانشگاههای تهران و یا اصفهان و یکی دو تا دانشگاههای بزرگ کشور به خارج از کشور رفتن ختم شد و الانم ناشکری!!!!!!!! حالا ما چی بگیم که واقعا با خانواده توی یه اتاق شش نفر زندگی میکردیم و کنکور روزانه قبول شدیم بعد فارغ التحصیلی رفتیم شیش سال کار بی ربط و باربط رشتمون رو کردیم که با پولش بریم ارشد بخونیم و یه تک تومنی از خانواده نگیریم، زوزانه قبول شدیم و خوندیم و نفر اول دانشکده شدیم و شونصد تا مقاله و ...، الان نمیدونم چند سال دیگه باید کار کنیم که بتونیم با پولش دکتری بگیریم. همه میگن تو رزومت عالیه چرا برا پذیرش اقدام نمیکنی؟؟؟؟؟؟؟؟ آدم چی بگه؟؟؟؟؟ مگه میشه توی یه خانواده ای که تا حالا تو کل فامیل یه دختر پا نشده بره خارج از کشور، پاشی بگی من میخوام اونور آب ادامه تحصیل بدم!!!!!!!!!!! میگن برو دیگه برنگرد. ناشکری نکن دختر خیلیا