آمده بودی.پیرتر اما سرحالتر.مبهوت مانده بودم وقتی مادر گفت که اشتباه کرده بودند و تو زنده ای فقط نگاهت می کردم. آمده بودی اینجا پیش من و چقدر خوب حرف می زدی گفتم یعنی همه ی ناراحتیهایم الکی بود؟ تو چیزی نگفتی . گفتم یعنی دیگر از بیاد آوردن خاطره ی عروسیم ناراحت نخواهم شد؟ گفتی نه. من خندیدم تو خندیدی و مادر خندید و برخاستم یادم آمد که واقعن رفته ای و برگشتنی در کار نیست. چرا به نبودنت عادت نمی کنم پدر.

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس

نمی دونم چرا ولی زار زار گریستم........ همزادپنداری وحشتناکی بود

نسرین

هیچ وقت هیچ وقت به نبودنش عادت نمی کنی من که بعد از سه سال ونیم هنوز عادت نکردم خواب های اینچنینی هم کماکان ادامه دارد بگذار این دلتنگی ها و خواب ها بیاید و برود که آمدنش یادشان را زنده و گرامی می کنه و رفتنش جز طبیعته نگهشان ندار و به خودت اجازه بده علیرغم یه گوشه همیشه غمگین دلت شاد شاد زندگی کنی

مژگان

هزار بار اومدم بنویسم اما واقعا انگشتهام روی کیبورد تکون نمی خورد. نمیدونم چی بگم. فقط برای روح بلندمرتبه پدرت آرامش طلب می کنم. شاد باشی.

مجید

سلام به مهدیه خانوم... همشهری غربت نشین... امیدوارم حال شما و همسر و خونوادتون خوب باشه... خیلی اتفاقی اینجا رو یافتم و چون عاشق کرمون و کرمونی هام تمام نوشته هاتون رو خوندم و خیلی خیلی خوشم اومد و دلم نیومد کامنت نذاشته برم... بخصوص دوتا مطلبتون یکی اون آتیش زدن پاکت سیمان و دیگری آب خوردن از پارچ مطالبی بودند که اینقدر قشنگ و ساده و دلنشین بودند که فکر نکنم تا عمر دارم یادم بره این دو نوشته ... همینطور اون ماجرای استاد و... بنظرم ذوق طنزنویسی هم داشته باشین چون برخی نوشته هاتون قلقلک داد ذهن منو!!!... در هر حال براتون آرزوی سلامتی و بهروزی دارم... راجع به مرحوم پدرتون هم باید فرمایش حضرت علی(ع) رو یادتون بندازم که فرمودند : هروقت عزیزی رو از دست دادین فکر کنین اون عزیز به یک مسافرت طولانی رفته و اگر اون هم از مسافرت برنگرده خود شما بالاخره روزی به همون مقصد سفر میکنین و دیدارها تازه میشه... شاد باشین.

غریبه

سلام فقط می تونم باهات همدردی کنم و از خدا واسشون آمرزش بطلبم. زبونم قاصره که چیزی در اینباره بگم. امیدوارم خدا صبر عطا کنه. کاش میتونستم مرهمی برای این درد جانکاهت باشم.کاش

نرگس

زودتر یه مطلب جدید بذار هر دفعه میام اشکم در میاد........

مینا

منم تازگیها میام نرگس راس میگه یه چیز نویی بل خیلی وقته آپ نشدی

فهیمه

رندی ازکوی خرابات صلایی زدورفت روبه دریای جنون قبله نمایی زدورفت نمی تونم باور کنم که صدای خنده های زیباشو دیگه نمی شنوم. خنده هایی که خالی از هرگونه درد و ناراحتی بود.

نرگس

اصولا با ته دل آدما کار داری یا از ته دل می خندونی یا از ته دل می گریونی

akbar

سلام خوبيد؟ وبلاگ عالي داريد اگه موافق بوديد با هم تبادل لينک کنيم اگه موافقي منو لينک کن سپس تو قسمت نظرات منو با خبر کن موفق و پيروز باشي www.lmv.ir