حسرت

آخه یکی بگه اشکال ما کجاست

اومدیم مثلن خارجه. خیلی ادعای فرهنگ داریم کم نه خیلی. آدمهای اینجا درسته که روابط انسانیشون کمه یعنی کم رفت و امدن یا ممکنه یوروها خرج سگ و گربشون کنن و عمرن از خیر یک سنتی که یکی باید بهشون بده نگذرن اما یک چیزای خوبی هم دارن. عمرن کاری به کار کسی ندارن و تو کار کسی دخالت نمی کنن و به چیزی هم حسودیشون نمیشه.در واقع حسرت بقیه رو نمی خورن... حالا ...

طرف (ایرانیه) خونه ی ده تا خارجی میره میاد هیچیش نمیشه همینکه پاش میذاره خونه یک دوست ایرانی. اولن باید بدونه اون چی داره که خودش نداره. درآمدش چقدره و اینکه هی حسرت بخوره و... اصلن حواسش نیست خودش چی داره فقط چی نداره؟ در واقع چی بقیه دارن که اون نداره. حالا حساب کنین کل زندگی ما رو. کلش میشه "من چی ندارم" . حتی گاهی حس می کنم اینقدر طرف خوشحال نمیشه به داشتن چیزی بلکه خیلی خوشحال میشه از اینکه یکی یه چیزی از دست بده..

بابا نگین ما قاط زدیم و اینطور هم نیست .هر کسی به اندازه ی خودش اینطوریه .. حسرت!! این مشکل ماست. تو خونمونه انگار!! حالا قرار نیست این حسرت فقط حسرت یک خانوم نسبت به مبل خونه  و ظرف پیرکس باشه می تونه حسرت اون آقا به خاطر گرفتن بورس یا گرفتن فلان شغل یا ...همش عین همه.قرار هم نیست این حسرت به زبون بیاد نه یک چیزی تو دله ...  ما هم که اومدیم خارج یک ذره در این زمینه ها داریم درست میشیم.

بابا یک الحمدالله بگیم از این همه چیزی که داریم.

 

پ.ن:بچه که بودم جرات نداشتم از چیزی شکایت کنم فوری بابام می گفت بچه ی فلانی رو ببین کتاباشو می ذاره تو پلاستیک میره مدرسه. من هم خاموش می شدم.

 

/ 10 نظر / 4 بازدید
مینا

راستش گاهی حسرت می خورم تو اینقدر خوشگل می نویسی و من نمیتونم[چشمک]

بنفشه

منم حسرت میخورم که تو بعد از این همه سال قاطی شدن توی دنیای بزرگ ها هنوز هم مثل بچه ها قلبت پاکه .

سیامک

حرف حساب جواب نداره. همینطوره متاسفانه. رقابت منفی مردم ما رو همیشه از پیشرفت باز داشته. اما در مورد اصلاح خارج رفته ها باهاتون کاملا موافق نیستم . البته منظورم شما نیستین چون نمیشناسمتون . اما عالب افرادی که در اینور آب دیدم وقتی با هم هستند سراپا لبخندن چون امیدوارن تا این دیدار گشایشی واسشون باشه. اما تا 2 قدم دور میشن همون قصه شروع میشه. حتی اگر از دستمون بر بیاد کاری میکنیم تا مانعی درست کنیم برای اون طرف. تربیت ما از کودکی اینگونه بوده یا من و خانوادم یا هیچکس. گاه این رقابت های منفی پاشو به روابط زن و شوهر ها و خواهر برادر ها هم باز میکنه. آمار طلاق رو ببینین. حالا آمار دوستی های متلاشی شده وجود نداره. خیلی بده این. خیلی

واسع علوی

منطق همه ی باباها...که چون فلانی نداره تو خوشبختی!

حمید

کاملا موافقم.. دیگه اینکه راحت هم ازدواج می کنن گیر نمی دن و تالار و هزار چشم و هم چشمی .. فکر کنم توقع هم تقریبا نمی دونن چیه بر عکس ماها که اگه برای کسی کاری کردی و نگفت دستت درد نکنه دیگه با خاک کوچه یکسانه... و از این چیزا. کاش یه چیزایی رو از آدمای دیگه تو این دنیا یاد بگیریم.

منیژه

این حرفت واقعا درسته . چون به این نتیجه رسیدم . و یادم میاد تو همیشه به من می گفتی که داده هات را شکر کن . نه اینکه حسرت یکی را بخوری .

مژگان

ما کلا وقتی یه چیزی رو داریم اصلا نمیبینیمش اما به محض اینکه نداریمش حسرتش رو می خوریم. ببین تا وقتی پیش من بودی قدرم رو ندونستی حالا داری حسرت می خوری... ببین [چشمک] من همه حرف هات رو قبول دارم ما اینجوری هستیم وقتی پای حرف بیاد همه میخوایم تغییر کنیم و از این جور حرفها اما پای عمل ما همون حسرت خورهای حرفه ای هستیم.

لیلا

به قول خیام تا کی غم ان خورم که دارم یا نه این عمر به خوشدلی گذارم یا نه پر کن قدح باده که معلومم نیست کایندم که فرو برم برارم یا نه حسرت خوردن و حسودی کردن از احساس خلا ناشی میشه وقتی از جنبه ذهنی به تکامل نرسیدیم احساس نداشتن می کنیم و داشته های دیگران اذیتمون می کنه به نظر من همه ادما این حسها رو دارند چون هیچ کس کامل نیست ولی میزانش متفاوته اونایی که تلاش کردندبعدمعنوی وجودشونو گسترش بدند قطعا کمتر با این حسها سروکار دارند [گل]

منیره

تمام ترسم از اینه که "اجنبی غربزده، نکنه برگردی ایران، دوباره بشی مثل ما جهان سومی ها" دور از شوخی، باهات 100% موافقم