ترس

 ترس قطره ای شد در چشم و پاشید وسط کهکشانها . خجالتش ماند برایم. 

/ 5 نظر / 3 بازدید
بوشفک

چی زده بودی؟ [نیشخند]

مینا

جون من یه بار دیگه بگو چی شد!!؟ ولی خیلی باحال بود

غریبه

انسانهاى بزرگ، دو دل دارند ؛دلى که درد مى کشد و پنهان است و دلى که میخندد و آشکار است. تو خيلي بزرگي دوست من.

فرزاد

راستشو بگم، حدس زدم تازگی یه کتاب فلسفی خونده باشید، برای همین این جمله شما رو در گوگل سرچ کردم. منو برد ویکی فلسفه و گفت تاکنون چنین پدیده ای در فلسفه گزارش نشده. انشاله حالتون که خوبه خاله ریزه

مینا

مهدیه تکراریه که قبلا نوشتی، نه؟ در هر صورت قشنگه