تعداد درختان از آدمها خیلی بیشتر است. آدمهایش سفیدند موهای بور دارند و چشمانی سبز. اروپاست. عجیب نیست مثل جاهای دیگر اروپا اما زبانش شبیه هیچ زبان دیگری نیست نه فرانسه نه آلمان نه روسی نه انگلیسی . ناگهان باران می بارد ناگهان آفتاب می شود و همه چیزش غریب و من با موهای مشکی و پوست گندمگون و اخلاق جنوبیم ... خیلی ساکت و آرام و بدون هیجان دارم فکر می کنم اگرشبها تاریک بود و اگر تابستانش گرم بود و اگر آدمها بیشتر بودند و نه غریب چه می شد.اما نیست اینجا همین است و من اینجا هستم.

/ 6 نظر / 4 بازدید
سیب آبی

هي آليس چه جاي خوبي هستي ، چند تا درخت اينطرف ها نديدي رد بشند؟!!!!!

صادقی

سلام مطالب زیبایی در وبلاگ خود داشتید با اروزی موفقیت شما این وبلاگ من است اگر دوست داشتید به آن سری ولینک دهید باتشکر

الهه (دشت سفید)

سلام مهدیه جون. چطور سر از فنلاند درآوردی؟ یعنی دیگه آلمتن نیستی؟ به وبلاگ من سر بزن

مژگان

می گن آدم از هر چی بدش میاد سرش میاد. حالا اونقدر چشم سبز ببین تاحالت جا بیاد. [زبان] تو که میونت با درختها خوبه، چه فرقی می کنه آدم و درخت؟ تازه درختها بی آزار ترند. همیشه شاد باشی.

غریبه

سلام نمیدونم چی شده که لایق این بی مهری شدم! به هر حال تبریک میگم واسه رفتن به فنلاند. امیدوارم هرجا که هستی در پناه خدا شاد و موفق باشد.

روشنایی صبح

الو الو....آزمايش مي كنيم....1 2 3 4 4 3 2 1 صداي من را در فنلاند داري؟ الو الو.... [نیشخند]