دیباچه

دارم دیباچه پایان نامه می نویسم و اشک می ریزم به خاطر تو که نیستی ببینی آرزویت را محقق کردم. فکرش را می کردی دختر ریز و کوچولویت امروز به آنجاییکه تو برایش آرزو داشتی برسد؟ دوست دارم بیشتر از تو بنویسم اما نمی توانم پدر. فقط نوشتم تلخترین خاطره ی من رفتن تو بود.

دارم دیباچه پایان نامه می نویسم و اشک می ریزم به خاطر تو که ماندی و ایستادی و می بینی که درسم را خواندم. یادت می آید وقتی درس می خواندم یک استکان هم جا به جا نمی کردم. یادت می آید شبهای زمستانهای سرد آن همه راه را با اتوبوس می آمدی دنبالم، روبه روی کلاس زبان می ایستادی تا کلاسم تمام شود. نمی خواستی آن موقع شب آن همه راه را تنها برگردم. می دانستی من تمام آن شبها خجالت می کشیدم به صورتت نگاه کنم. یادت می آید دبستان که بودم برگه های نوشته شده ی دفترهای قدیمی راجدا می کردی و برای بقیه دفتر یک جلد می ساختی و رویش یک گل لاله بزرگ می کشیدی. خوب یادم می آید مادر. ..یادم می آید که قبل مدرسه رفتن نوشتن را تو به من آموختی  بادام ، انار ، بابا،... تو اولین معلم من بودی. نه فقط در خواندن و نوشتن. تو به من اموختنی که چگونه می توان در موجی از مشکلات یک زندگی را سرپا نگه داشت. مادر، نمی توانم همه ی آنچه را که می خواهم در دیباچه بنویسم .باید برای تشکر از تو کتابها نوشت. اما نوشتم که تو اولین معلمم بودی و بدون حمایت تو ، "من" یعنی "هیچ"

دارم دیباچه پایان نامه می نویسم و اشک می ریزم. اما کسی نمی داند و نمی فهمد چرا ...

/ 10 نظر / 21 بازدید
انسیه

[گل] امیدوارم عزیزم همیشه لبخند بزنی و دیگه هیچ وقت چشم هات بارونی نباشه [لبخند]

لیلا

اخی عزیزم .تبریک می گم .من مطمئنم داره می بینه که دختر ریز و کوچولو ش ارزوهاشو محقق کرد .عشق آنقدر کوچک نیست که مرگ بتونه تسخیرش کنه .مطمئن باش اونم داره با اشکات اشک می ریزه ولی اشک شوق .منم خیلی برات خوشحالم موفرفری کوچولوی چش کلاه قرمزی[ماچ]

منیره

من موقعی که صفحه تقدیم پایان نامم رو می نوشتم ساعتها اشک ریختم و الانم که پایان نامم رو باز می کنم اون صفحه رو رد میدم تا چشمم نیفته هر چند که مو به موی جملات رو حفظم تقدیم به روح پدر بزرگوارم ....

مژگان

مطمئنم كه پدرت بهت افتخار مي كنه و كنارت هست و با موفقيتهات شاد و شادتر ميشه. خدا رحمتشون كنه و به مادرت عمر با عزت و طولاني عطا كنه.

احسان

[گل][دست]

الهه

مبارک باشه مهدیه جون. زندگی همینه دیگه. خدا رحمت کنه بابارو. روز دفاعت حتما در کنارت خواهد بود.

غریبه

سلام امیدوارم حالت خوب باشه و بی نهایت خوشحالم که داری دکتر میشی خانم دکتر. ولی کلی احساسات ما را هم قلقلک دادی با این دل نوشته بسیار زیبات که هر خواننده ای را یه تکونی میده. امیدوارم روح همه باباهای از دست رفته قرین رحمت الهی بشه و خدا مامان گل و زحمتکشتو واست نگه داره. در پناه خدا کوچولوی مو فرفری

خدا بیامرزدش

لیلا

حتما الان روحشون از داشتن همچین دختری شاد هست. نمیدونم الان که دارم مینویسم شاید دیگه دفاع کرده باشید. اگه اینطوریه که تبریک ویژه میگم.